افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٧٤ - اديان بزرگ
٥- نكتهى كه در اين آيه به كار رفته اين است كه: در مورد پيامبر اسلام (ص) و نزول احكام و غيره، كلمهى «وحى» و در مورد چهار تن ديگر (ع) كلمهى «توصيه» و «سفارش» به كار رفته است كه سبب آن را اين جانب تاكنون نفهميده است و آنچه كه در تفاسير آمد، مجرد احتمال فاقد دليل است.
٦- از آيه استفاده مىشود كه مشتركات دين اسلام با اديان چهارگانه گذشته بسيار است و بايد چنين باشد؛ زيرا: اولًا: عقايد و جهان بينى در همهى زمانها امر ثابت و واقعى است؛ ثانياً: غالب مكارم اخلاقى و مساوى اخلاقى در طول تاريخ بشريت يك نواخت است؛ ثالثاً اصول كلى عدالت اجتماعى بين انسانها چندان فرقى ندارد. و در اين كليات عبادات از قبيل دعا، توجه و نماز و روزه و زكات و دورى ازكباير و معاصى تفاوتهاى كلى ندارد. و الله العالم.[١]
٧- همهى انبياء پنجگانه؛ بلكه تمام انبياء و رسولان، مأمور به اقامهى دين در زندگانى دنيا بودهاند و مردم نيز چنين وظيفهاى دارند.
على رغم تأكيد قرآن بر عدم پراكندگى انسانها در دين، در طول تاريخ انسانى، اين تفرق در دينهاى آسمانى ازجانب مردم و جود داشته و حتى تفرق مذكور جمعى را از دين بيرون نموده و جمع ديگرى را به تشكيل مذاهب متعدد سوق داده است كه امروز محسوس و معلوم است.
[١] - به اين دو آيهى مناسك توجه كنيد:« وَ لِكُلِّ أُمَّةٍ جَعَلْنا مَنْسَكاً لِيَذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلى ما رَزَقَهُمْ ...»( الحج: ٣٤)،« لِكُلِّ أُمَّةٍ جَعَلْنا مَنْسَكاً هُمْ ناسِكُوهُ ...»( الحج: ٦٧)، آيهى سوم اطلاق بيشترى دارد:« لِكُلٍّ جَعَلْنا مِنْكُمْ شِرْعَةً وَ مِنْهاجاً ...»( المائدة: ٤٨)؛ براى هر يك از شما شريعت و روشى قرار داديم. اين از مسايل محل اختلاف اديان آسمانى مىباشد.