افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٦١ - بحثى در مورد آيات فوق
چه از حفظ و چه از روى خط، سجده واجب مىشود:
در جزء ٢١ قرآن: «إِنَّما يُؤْمِنُ بِآياتِنَا الَّذِينَ إِذا ذُكِّرُوا بِها خَرُّوا سُجَّداً وَ سَبَّحُوا بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَ هُمْ لا يَسْتَكْبِرُونَ» (السجدة: ١٥)؛
- ١ در جزء ٢٤ قرآن: «وَ مِنْ آياتِهِ اللَّيْلُ وَ النَّهارُ وَ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ لا تَسْجُدُوا لِلشَّمْسِ وَ لا لِلْقَمَرِ وَ اسْجُدُوا لِلَّهِ الَّذِي خَلَقَهُنَّ إِنْ كُنْتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ» (فصلت: ٣٧)؛
- ٢ در جزء ٢٧ قرآن: «فَاسْجُدُوا لِلَّهِ وَ اعْبُدُوا» (النجم: ٦٢؛)
- ٣ در جزء سىام قرآن: «كَلَّا لا تُطِعْهُ وَ اسْجُدْ وَ اقْتَرِبْ» (العلق: ١٩).
بحثى در مورد آيات فوق
سجده بر چند قسم است و حقيقت آن ماندن پيشانى بر زمين و فرش و غيره است؛
اول: سجده براى غير خدا به قصد ربوبيت او كه موجب شرك ساجد مىگردد.
دوم: سجده براى غير خدا نه با قصد الوهيت و ربوبيت؛ بلكه براى تعظيم طرف سجده كند.
سوم: سجده براى احترام مخلوقى؛ مانند آدم و يوسف (عليهما السلام) به امر خداوند؛ توضيح اين كه: قسم اخير جايز است و هيچ موجبى ندارد كه آيهى آن را تأويل ببريم و بگوييم كهآدم و يوسف قبله بوده و مسجودله خداوند بوده است، ظاهر قرآن اين است كه ملائكه براى حضرت آدم به دستور خداوند مكلف به سجده شدند و شيطان كه از روى تكبر و اين كه او از آتش آفريده شده و آدم از خاك؛[١] پس او بهتر از آدم است، از سجد كردن آدم
[١] - معلوم مىشود شيطان رغم كثرت عبادت خود با ملائكه در آسمان از تعقل كمى بر خور دار بوده و نفهميده كه حقيقت آدم، خاك نيست؛ بلكه روح مجرد با استعداد اوست؛ بلكه او به حسب ظاهر حقيقت خود را نيز نشناخته كه از روح خود غافل وتنها از بدن خود صحبت كرده است. و ممكن است از اينجا بفهميم مرتبهى انس از نظر استعداد علمى به مراتب بالاتر از استعداد جن است.