افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٩٣ - نظر او در شريعت دين اسلام
اسلام است. او راست مىگويد، او خودش از سران دسته اول است كه در پى اضلال دسته دوم است!
به هر حال خرابى جهان مادى در پايان كار، نه مخالف عقل است و نه مخالف علم؛ بلكه علم امروزى آن را تءييد مىكند و ايراد بر آن از كم عقلى ونيت سوء مىباشد.
او در دفتر چهارم (نوشتههايى كه از سايت گرفته شده) از سوالات وارده جواب مىدهد، ولى اين گمانه نيز است كه همه آن سوالها يا عدهى از آنها از خود اوست، سوالهاى سطحى و جزيى كه او مىخواهد به خوانندگان خود تفهيم كند كه مطالب او جز همين چند سوال جواب داده شده، اشكالى ندارد و اين نوع فريب ديگر است و ما قبلا توالى فاسده نظر او را كه مخالف اصول دين و يا ضروريات دين و يا مذهب است تا نه مورد، حساب كرديم. والله العالم.
نظر او در شريعت دين اسلام
در جواب سوال سوم تا مىتواند موقعيت فقه را كه نظام دين و دنياى مسلمانان بر آن است، توهين و تحقير مىكند و قرآن مىگويد: هر كس به ما انزل الله حكم نكند كافر و ظالم و فاسق است، البته من اين آيات را براى ترسيدن ايشان نمى گويم كه او همه قرآن را خوابنامه مىداند، نه وحى الهى. و هيچ عاقلى از مخالفت روياى ديگران ترسى ندارد!.
او ادعا مىكند اگر فقه بى اعتبار شود، دينى كه اخلاق فربه و فاخر دارد، كار به اباحه گرى نمى رسد! البته او در اين جواب شوخى مىكند چون خود بلافاصله ياد آورى مىكند كه نظريه (رويايى بودن وحى) احكام اخلاقى را از حجيت ساقط مىكند.
از اين مهمتر كه اخلاق قرآنى كه از خوابهاى آشفته فرد عربى به وجود آمده چه كرامت و چه ارزشى دارد، ولى او بر خلاف پندار خود از اين جهت در مورد اخلاق مبالغه