افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣١٥ - حشر وحوش
زمين و خورد شدن آن از آيه اى كه ذكر كرديم بعيد نيست. منتهى كمى بعد تر از انهدام كوهها.
حشر وحوش
«وَ إِذَا الْوُحُوشُ حُشِرَتْ» (التكوير: ٥)
اين يكى از علايم قيامت است كه حيوانات وحشى (درنده و غير درنده) زمين از شدت لرزه و صداها ترسيده و در محلى از زمين يك جا شوند تا احتمالًا همه نابود گردند. و اين آيه ظهورى در حاضر شدن در ميدان حساب ندارد؛ بلى احتمالًا در گذشته گفته باشيم كه آيه ٣٨ سوره انعام سياق ديگرى دارد «وَ ما مِنْ دَابَّةٍ فِي الْأَرْضِ وَ لا طائِرٍ يَطِيرُ بِجَناحَيْهِ إِلَّا أُمَمٌ أَمْثالُكُمْ ما فَرَّطْنا فِي الْكِتابِ مِنْ شَيْءٍ ثُمَّ إِلى رَبِّهِمْ يُحْشَرُونَ» (الأنعام: ٣٨)؛ هيچ جنبده اى در زمين و هيچ پرنده اى كه با دو بال خود پرواز مىكند، وجود ندارد مگر اينكه امتانى هستند؛ مانند شما، ما چيزى را در اين كتاب از بيان نينداخته ايم سپس به سوى پروردگار رجوع مىكنند.
اما اين جمع عمومى جنبندگان و پرندگان به سوى پروردگار شان مانند حشر انسان دركره حساب است؟ آيا محشر حيوانات و انسان يك جا است و يا در كرات ديگر جمع ميشوند؟ و يا اينكه حشر آنان همان حشر آخر دنيا است كه افراد موجود آنان در آن زمان در زمين مىباشند؟ و يا ضمير جمع در كلمه «رَبِّهِمْ» و كلمه ى «يَرْجِعُونَ» به سوى كفارى كه به منزله مردگان قلمداد شدهاند بر مىگردد؟
نگارنده به ملاحظ اعتبار عقلى بناء را بر احتمال دوم مىگذارد كه حشر اين آيه همان حشر آيهى اول باشد. و احتمال سوم را بعيد مىداند؛ ولى احتمال اول را نه رد مىكند و نه مىپذيرد و علم آن را به خداوند ارجاع مىدهد؛ چون اجمالًا مىدانيم اوضاع قيامت با اعتبارات عقلى ما در اين كرهى زمين چندان همخوانى ندارد.