افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٩٥ - تفسير سوره إنسان
تفسير سوره إنسان[١]
«هَلْ أَتى عَلَى الْإِنْسانِ حِينٌ مِنَ الدَّهْرِ لَمْ يَكُنْ شَيْئاً مَذْكُوراً، إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ نُطْفَةٍ أَمْشاجٍ نَبْتَلِيهِ فَجَعَلْناهُ سَمِيعاً بَصِيراً» (الانسان: ١- ٢)؛ آيا بر انسان زمانى از روزگار آمده است كه چيزى از او ذكر نمىشد ٠ (و نبود) ما او را از نطفهى امشاج و مخلوطى آفريديم كه او را آزمايش كنيم پس او را شنوا و بينا قرارداديم.
١- مىشود استفهام تقررى باشد، انسان ازنظر قرآن و علوم روز، حادث و مسبوق به عدم است؛ مانند ساير انواع حيوان و نبات و جماد، و مىشود مراد از اين زمان، زمان حمل باشد كه عرف عام آن را كم ارزش مىدانند و مؤيد اين احتمال نكره بودن كلمهى (حين) است.
٢- ممكن است، امشاج جمع باشد و ممكن است مفرد باشد؛ ولى سؤال مهم اين است كه نطفهى افراد انسان از چه مركب شده است؟
شايد از منى مرد و آب زن؛ يعنى از ميليونها جنيان ريز زندهجان (اسپرمهاى مرد) و يك زندهجان از زن تخمك كه يك يا چند زندهجان را از نطفهى مرد در خود جا مىدهد و زن را حامله مىسازد. و هنوز ما از حكمت ميليونها زندهجان در نطفهى مرد، اطلاعى نداريم كه ظاهراً در رحم زن تلف مىشوند. اين اسپرمها در كلمات متخصصين، تا چهار صد ميليون، تخمين زده شده است. و تعداد حقيقى آنها شايد نياز به پيشرفت مزيد علمى داشته باشد.
[١] - اين سوره مدنى و داراى ٣١ آيه مىباشد؛ ولى مشهور بين شيعه و اهل سنت اين است كه همهى سوره يا اول آن، مدنى است و تفصيل آن در تفاسير مطول مذكور است. به كتاب احقاق الحق ج ٣/ ١٠٣ تا ١٧٠ طبع جديد، مراجعه شود. اين سوره سه نام ديگر هم دارد:« دهر» و« ابرار» و« هل اتى».