افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٨٠ - تأثير تدين در أجل و رزق آدمى
يكى از سنّتهاى ثابت إلهى به حساب مىآيد؛ ولى ذيل آيهى وسط اشاره به نقيض اين سنّت دارد كه تكذيب به آيات خدا و معاصى، نتيجهى بد دارد. به اين آيه توجه فرماييد:
«وَ ما أَرْسَلْنا فِي قَرْيَةٍ مِنْ نَبِيٍّ إِلَّا أَخَذْنا أَهْلَها بِالْبَأْساءِ وَ الضَّرَّاءِ لَعَلَّهُمْ يَضَّرَّعُونَ» (الأعراف: ٩٤)؛ در هيچ آبادىاى (از شهرها و دهها) نبى نفرستاديم (كه ايمان نياورند) مگر اينكه اهل آنجا را به سختى و ضرر مبتلاء ساختيم تا شايد زارى كنند.
شايد آيات در اين مورد زياد باشد كه جمع و بيان آنها از وضع اين رساله بيرون باشد؛ ولى آنچه كه به نظر ناقص نويسنده مىرسد از مجموع آيات كثيرهاى در جهات گوناگون اين موضوع وارد شده، امور زير است:
١- هميشه ايمان و عمل صالح سبب زيادتى ماديات نيست؛
٢- هميشه كفر، معصيت سبب فقر و تنگدستى نيست؛
٣- ممكن است تكذيب انبياء و ايذا آنان داراى اثار دنيوى تا حدودى باشد و مرتكبين آن به بلاهاى دنيوى گرفتار شده باشند؛
٤- ممكن است وعدههاى نوح (ع) به قومش در فرض ايمان و استغفار، استثنايى باشد؛
- ٥ با در نظر داشت قانون عمومى و استثنا ناپذير سببيت و عليت كه از مراتب قدر و قضاى إلهى مىباشد: [اين است كه] نه همهى كفار و فساق، هميشه محروم از نعمتهاى حق هستند و نه همهى آنان هميشه خوشبخت و غرق در نعمتهاى إلهى [هستند] و نه همهى مؤمنين هميشه واجد بركتهاى إلهى هستند و نه همهى آنان گرفتار فقر و مصيبت. «كُلًّا نُمِدُّ هؤُلاءِ وَ هَؤُلاءِ مِنْ عَطاءِ رَبِّكَ وَ ما كانَ عَطاءُ رَبِّكَ مَحْظُوراً» (الإسراء: ٢٠)؛ همه از كفار و مؤمنين را (مطابق اسباب عادى) كمك و مدد مىرسانيم و عطاى پروردگار تو از (كفار) ممنوع نيست. «وَ لَوْ لا أَنْ يَكُونَ