افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٧٥ - پاره اى ديگرى از آيات متعلقه به مقام
است يا آسمان بحثى است كه در بعضى از رسالههاى تفسيرى خود، كه قبلا چاپ شده ذكر كردم.
آيا مىشود بين آيهى معارج و آيهى نبأ، پيوند مقبولى برقرار باشد؟ بعيد نيست چنين باشد؛ زيرا چهارده آيه بعد از آيهى معراج، به حكم سياق دلالت مىكند كه اين روز پنجاه هزار ساله (ظاهراً[١]) همان روز قيامت است[٢] تنها بايد عروج و قيام صفى اين دو آيه را به طورى كه جمع عرفى (نه جمع استحسانى) صدق كند مدلل سازيم كه فعلا مشكل به نظر مىرسد؛ زيرا عروج ملائكه و روح در اين روز باصف يا صفوف ايستادهى آنان، چه گونه قابل جمع است؟
مگر اينكه بگوييم قيام آنان در ميدان قيامت و صحبت نكردن آنان بدون اذن خداوند، امتثال دستور او است و عروج و ارتقاى معنوى آنان به حساب مىآيد والله العالم باقواله و اعماله.
- ٣ «يُدَبِّرُ الْأَمْرَ مِنَ السَّماءِ إِلَى الْأَرْضِ ثُمَّ يَعْرُجُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ كانَ مِقْدارُهُ أَلْفَ سَنَةٍ مِمَّا تَعُدُّونَ» (السجدة: ٥)؛
- ٤ «وَ يَسْتَعْجِلُونَكَ بِالْعَذابِ وَ لَنْ يُخْلِفَ اللَّهُ وَعْدَهُ وَ إِنَّ يَوْماً عِنْدَ رَبِّكَ كَأَلْفِ سَنَةٍ مِمَّا تَعُدُّونَ» (الحج: ٤٧)؛ مىشود يكى بگويد روز هزار سال مذكور همان روز قيامت است، خصوصاً آيهى دوم و آيهى اول هم بر آن حمل مىشود؛ البته اين دو آيه، خصوصاً آيهى اول دلالت روشنى بر اراده روز قيامت ندارد. تازه اگر دلالت روشنى داشته باشد با آيهى
[١] - بلى سياق آيات نشانهى ظنى است نه قطعى.
[٢] - آيهى ٦ معراج:« إِنَّهُمْ يَرَوْنَهُ بَعِيداً» قرينه خوبى براى اراده روز قيامت است؛ زيرا كفار روز قيامت را كه مكررا شنيده بودند دور مىدانستهاند روزى را كه هيچ نشنيده و تصور نكرده بودند.