افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٥٣ - استغفار پيامبر
مىگويند؛ يعنى خداوند دستهآى از منافقين را به زعم خود شان كه آن حضرت را رسول خدا نمىدانند، دروغ گو مىداند هر چند شهادت آنان مطابق واقع بود وصادق هستند؛ لكن اعتقاد آنان اين است كه به دروغ شهادت دادهاند.
حال سابقه منافقان
آيهى سوم حالت سابقهى منافقان دروغگو را، ايمان مىداند كه اولًا مؤمن شدهاند؛ ولى ايمان شان معلول روانى متغير شان بوده كه دوباره مرتد شدهاند. قبلا گفتيم كه منافقين مذكور در آيهى اول دستهاى ازمنافقين بوده مسلماً جمعى از اول ايمان نياوره و در شك و شبهه، باقى مانده اين حالت اوليه و طبيعى مردم عقب مانده مىباشد. «فَطُبِعَ عَلى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لا يَفْقَهُونَ» (المنافقون: ٣)؛ اين مهر خوردن دلها اثر وضعى ارتداد خود منافقان بعد از ايمان است كه مفصلًا و مكرراً در اين كتاب بيان داشتهايم.
استغفار پيامبر
«وَ إِذا قِيلَ لَهُمْ تَعالَوْا يَسْتَغْفِرْ لَكُمْ رَسُولُ اللَّهِ ...» (المنافقون: ٥)؛ از اين آيه، پيدا است كه پيامبر بزرگوار اسلام (ص) مقام شفاعت را در دنيا، تا چه رسد در آخرت دارد، و روح مقدسش قوى است و مىشود از او شفاعت طلبيد. كسانى كه مىگويند چرا از خود خدا نخواهيم، به شفاعت چه نيازى وجود دارد؟، در حقيقت اين آيه و آيهى ٦٤ سورهى نساء را رد مىكنند؛ ولى منافقين كافر استحقاق استغفار و استعداد شفاعت را ندارند، شفاعت در فرضى مفيد است كه آنان مسلمان شوند تا مستحق شفاعت گردند.