افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٤٦ - تسبيح موجودات آسمانها و زمينى
خود و پدران بىسواد خود، إنسانيت خود را در پاى بتهاى بىجان ريخته بودند و تا حدودى عقل آنان مسخ و اخلاق حيوانى پيدا كردهبودند كه بالاخره كار اين رسول و جمعى كه به او ايمان آورده بودند به اينجا كشيدهشد كه سرزمين مكه را كه به خاطر خانهى كعبه و مسجد الحرام، قداست داشت، ترك كنند و از شهر مدينه- در چند صد كيلو مترى آن شهر- كار خود را ادامه دهند؛ بلى رسالت او به شهادت نزول سوره جمعه در مدينه مخصوص مردم مكه نمىباشد؛ بلكه همهى اميين را شامل مىشود.
اين رسول بزرگوار كه روحى بسيار قوى و اراده مستحكم داشت، بالاخره آنان را به اخلاق و حلم خود مسلمان نمود و به وسيلهى آنان و ساير مسلمانان، دين خدا را به توفيق او تا اروپا برد و تمدن جديدى را پىريزى كرد و غربيها را از وحشت نجات دادند تا آنان توانستند تمدن علمى و صنعتى خود را براه اندازند.[١]
به هر حال دين اسلام در پناه دو عامل قوى در كرهى زمين جاويدان شد:
اول: نازل كنند آن خدايى كه ملك و قدوس و عزيز و حكيم بود.[٢]
دوم: دين او عبارت از تبيين آيات آسمانى و تزكيه روحانى و اخلاقى إنسان[٣] و تعليم قرآن و حكمت است كه نياز فطرى و روحانى بشر است.
بعيد نيست مراد از حكمت جهانبينى پولادين قرآنى و عقلانى باشد كه مقتضاى فطرت آدمى است: «فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ ...» (الروم:
[١] - به كتاب گستاولبون جامعه شناس فرانسوى به نام تمدن اسلام و عرب مراجعه كنيد.
[٢] - كه معانى اين صفات را در بالا دانستيد.
[٣] - يعنى پيامبر به وسيلهى كتاب خدا و اخلاق نفسى بىنظير خود و اعمال حكيمانهى خود مردم را تربيت كرد كه به دين خدا عمل كنند و از مفاسد بپرهيزند.