افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٢٣ - سخنى در مورد رهبانيت
باز هم آيه ناظر به همه نصارى نيست؛ بلكه به نصارى معاصران حضرت پيامبر اسلام (ص) است كه به احتمال قوى مراد مسيحان حبشه و نجاشى پادشاه آنجا است كه داستان مهربانى او با مسلمانان مهاجر معروف است.
به هر حال آيه رهبانيت نصارى را چه خدا آن را گفته باشد و چه ابتداع و ابتكار خود پيروان عيسى بوده باشد، نوعى تأييد مىكند؛ بلكه احتمال اول را نيز تأييد مىكند.
به هر صورت به اصطلاح علم منطق قضيه مذكور قضيه خارجيه مىباشد نه قضيه حقيقيه كه هر كسى پيروى عيسى را كند، دلسوز و مهربان است كه بطلان آن محسوس است و جملهى (وَ كَثِيرٌ مِنْهُمْ فاسِقُونَ) نص به مطلب است.
و نيز در مور رهبانيت دو احتمال وجود دارد:
احتمال اول: اين كه ميل به رهبانيت را خداوند در دل آنان انداخته است؛ ولى آن را واجب نفرموده است؛ بلكه مستحب قرارداده است؛ ولى پيروان عيسى بيشتر شان حدود رهبانيت را مراعات نكردند.[١]
احتمال دوم: اين است رهبانيت از جانب خدا نبوده و از بدعتهاى خود آنان بوده كه به قصد قربت و طلب رضاى خداوند (ج) روى آوردند؛ ولى جمعى قليلى به آن صحيح عمل كردند كه مزدشان محفوظ است؛ ولى زيادى آنان از حدود آن بيرون رفتند و فاسق شدند.
سخنى در مورد رهبانيت
مطلب اول: تمام رواياتى كه در مورد مذمت رهبانيت در اسلام رسيده است سند معتبرى ندارد و لذا قابليت استدلال را نيزندارد، مگر اينكه فقيهى از تعدد آنها اطمينان قلبى به صدور
[١] - تاريخ از فسق و فجور راهبان پر است.