افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢١٣ - در برابر بلاها چه موقفى داشته باشيم
خود مكلفين براى خود با اختيار خود ايجاد مىكند، جلوگيرى لازم نيست؛ ولى از آيهى مباكه: «وَ اتَّقُوا فِتْنَةً لا تُصِيبَنَّ الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْكُمْ خَاصَّةً ...» (الأنفال: ٢٥) به دست مىآيد كه مفاسد ستم ستمكاران كه به غير ظالمين مىرسد تكويناً جلو گيرى نمىشود و به جامعهى إنسانى (تشريعاً) دستور مىدهد از فتنه مذكور بپرهيزند و از آن جلو گيرى نمايند.
جواب آن اين است كه تكليف آدمى براى تكامل اوست و تكامل در فرضى ميسور است كه به اراده و اختيار و آزادى خود اطاعت و معصيت را انتخاب كند و چيزى بر او تحميل نشود و اگر اراده خدا از معصيت عاجزش سازد، تكليف مذكور بىخاصيت مىشود: «لِيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَنْ بَيِّنَةٍ وَ يَحْيى مَنْ حَيَّ عَنْ بَيِّنَةٍ وَ إِنَّ اللَّهَ لَسَمِيعٌ عَلِيمٌ» (الأنفال: ٤٢)، دقت شود.
ثانيا؛ سؤال مىشود كه شرور طبيعى بيرون از تأثير اختيارى مكلفين است، چرا جلو آن از مكلفين گرفته نمىشود؛ بلكه اين شرور بين صالحين و فاسقين و بالغين و اطفال و پيران فرسوده فرقى نمىگذارد؛ بلكه انبياء و اولياء و صلحاء بيشتر گرفتار اين شروراند، تا كفار و فساق و ظالمان و متكبران و مفسدان؟ وحتى اين بلاها، شامل حيوانات هم مىشود؟
جواب اجمالى آنچه كه عقول ما از قرآن و از عينيتهاى خارجى به دست آورده اين است كه اراده تكوينى خداوند بر اين رفته كه قانون عليت هرگز تخصيص نخورد و اسباب در مسببات خود تأثير كند، و در فرض تزاحم اسباب، مسبب قوىتر بر قوى، و سبب قوى بر ضعيف، مقدم شود.
ممكن است در ذهن بعضى از مطالعه كنندگان، خطور كند كه در مورد معجزات انبياء و اولياء قانون عليت و سببيت مورد استثناء قرار گرفته است؛ مثلا نوح و همراهان او به وسيلهى كشتى اى كه از پيش ساخته بودند، نجات يافتند و ابراهيم (ع) از ميان آتش سالم بيرون شد و وزير سليمان تخت بلقيس را از شهر ديگر به يك چشم بهم زدن براى او در پايتخت كشور