افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١١٨ - سكينه و زيادتى ايمان
در بعضى از روايات معتبرة السند سكينه به چيز ديگرى تفسير شده كه در آخر كتاب در بيان روايات معتبره خواهد آمد.
- ٢ قلوب جمع قلب به معناى دل است كه يكى از عضلات بدن است و وظيفه او تلمبه زدن خون است تا به سراسر اعضا از مغز تا كف پا گردش كند و علم و شعور ندارد و مانند ساير اعضاى بدن محل ايمان و اعتقاد و صفات نفسى نيست كه همه اينها مربوط به نفس آدمى و روح او است و چنانچه مراد از قلب ارواح و نفوس باشد كه آيه مباركه: «يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ» (الفجر: ٢٧)؛ قرينه بر آن است[١] مشكلى در فهم آيه نداريم، و چنانچه مراد از قلب دل فيزيكى باشد، احتمالًا به خاطرآن ست كه بين روح و دل رابطه اى باشد كه هنوز از نظر علوم تجربى و عقل كشف نشده است و همين رابطه و علاقه است كه تصحيح كننده نسبت صفات نفسى در قرآن به دل شده است.
- ٣ بعضى از مفسّرين معاصر ما- كه فعلًا از اين دنيا به سوى حق رجوع كرده رحمه الله- شواهدى از قرآن آورده كه كلمهى انزال گاهى به معناى ايجاد مى آيد. بنابراين انزال سكينه به معناى ايجاد آن ست. نه فرو فرستادن مانند انزال باران. و به شهادت قرآن و وجدان، ايمان داراى درجات قوى و ضعيف است و قابل كمى و زيادى است زيادتى ايمان اثر علم و اخلاق و انجام وظايف بندگى است وفّقنا الله لتحصيلها بفضله، گاهى معصيت و فساد
[١] - لكن در قرآن مكرراً كلمهى« اطمينان» به قلب و قلوب نسبت داده شده است. قابل توجه كه گاهى فساد و معصيت موجب اطمينان كفار به دنيا مىشود:« إِنَّ الَّذِينَ لا يَرْجُونَ لِقاءَنا وَ رَضُوا بِالْحَياةِ الدُّنْيا وَ اطْمَأَنُّوا بِها وَ الَّذِينَ هُمْ عَنْ آياتِنا غافِلُونَ»( يونس: ٧)؛ نعوذ بالله منه.