روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٥٤ - ترجمه
وصف كردى دست او را به آنكه مغلول است خلاف آن است،بل مبسوط است تا جواب مطابق اعتراض بود.و«يد»در حقتعالى كه اطلاق كنند،چند معنى دارد-و او خود در كلام[عرب] [١]بر معانى است امّا يد به معنى جارحه در حقّ خداى [٢]روا نيست از آنجا كه درست شده است بالادلّة القاطعة كه او جسم نيست و به صفت اجسام نيست.
امّا آنكه مشبّهه گفتند و جماعتى اهل اخبار كه:للّه يد لا كالايدى،اگر مراد جارحه است اين مناقضه باشد،چنان كه گفتند:او جسمى است لا كالاجسام،اين مناقضه باشد براى آنكه چون گفت:جسم،اثبات كرد طول و عرض و عمق را، چون گفت:لا كالاجسام،نفى كرد آن را كه اثبات كرده بود بعينه و اين مناقصه، باشد،همچنين لا كالايدي.و اگر مراد آن است كه[له يد] [٣]لا بمعنى الجارحة اين درست است يعنى دستهاى ديگران جارحه باشد و دست [٤]در حق[او] [٥]معنى نه جارحه باشد.
امّا اقسام يد از اين پنج بيرون نيست به معنى جارحه بود چنان كه گفت:
فَاقْطَعُوا أَيْدِيَهُمٰا [٦]،و قوله: فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ يَكْتُبُونَ الْكِتٰابَ بِأَيْدِيهِمْ ،دوم به معنى نعمت چنان كه شواهد آن از اشعار برفت،و چنان كه رسول-عليه السّلام-گفت:
يد اللّه على الجماعة ،اى نعمته عليهم،و به معنى قدرت و قوّت باشد چنان كه:ماله بهذا الامر يد،و منه قوله: أُولِي الْأَيْدِي وَ الْأَبْصٰارِ [٧]،و قوله: دٰاوُدَ ذَا الْأَيْدِ [٨]،و به معنى ملك و تصرّف باشد چنان كه هذا ملك يمينه و هذا تحت يده،و قوله تعالى:
أَوْ يَعْفُوَا الَّذِي بِيَدِهِ عُقْدَةُ النِّكٰاحِ [٩]و به معنى تولّاى فعل باشد بنفس خود نحو قولهم:
هذا ما كسبت يداك و فعلت يداك و منه قولهم فى المثل:يداك اوكتا و فوك نفخ،و قوله تعالى: ذٰلِكَ بِمٰا قَدَّمَتْ أَيْدِيكُمْ [١٠]،و امثال ذلك كثيرة.امّا مراد به يد در آيه جز نعمت نيست و وجه تثنيۀ او ازآنجاست كه چون كنايت از نعمت به«يد»كرد و
[٥] [٣] [١] .اساس:ندارد،با توجّه به مج افزوده شد.
[٢] .مج،مت،وز،لت،مر:بر خداى تعالى.
[٤] .مج،مت،وز،لت،مر+را.
[٦] .سورۀ مائده(٥)آيۀ ٣٨.
[٧] .سورۀ ص(٣٨)آيۀ ٤٥.
[٨] .سورۀ ص(٣٨)آيۀ ١٧.
[٩] .سورۀ بقره(٢)آيۀ ٢٣٧.
[١٠] .سورۀ آل عمران(٣)آيۀ ١٨٢.