روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٠٨ - ترجمه
است دست مزد تو كنم از آنچه در دست گرفتى و دستگاه تو كنم از آنچه بر دست گرفتى] [١]تا تكليف من اين جا شعارت[٧٦-ر]باشد و نامۀ من اين جا نهنده وقارت باشد و رحمت [٢]اين جا و آنجا نثارت باشد.
أَنَّهُ مَنْ عَمِلَ مِنْكُمْ سُوءاً ،«أنّه»شأن [٣]و كار راست كه كار چنين آمد و حكمت [٤]راه چنين داد كه هركه او بدى كند به جهالت و نادانى.مجاهد گفت معنى آن است كه:در وقتى كه او حلال از حرام نشناسد [٥].بعضى دگر گفتند:مراد آن است كه داند و لكن علم كار نبندد،جهل كار بندد و هركه او معصيتى كند به جهالت كند بعضى دگر گفتند:معنى آن است كه او جاهل باشد به مآل و عقوبت آن.بعضى دگر گفتند:جاهل باشد چون اختيار معصيت كند بر طاعت. ثُمَّ تٰابَ مِنْ بَعْدِهِ وَ أَصْلَحَ ،آنگه توبه كند از پس آن گناه و مصلح شود [٦]و آنچه به گناه افساد كرده باشد به توبه اصلاح كند برگذشته پشيمان شود،بر آينده عزم كند كه مانند آن نكند. فَأَنَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ ،خداى تعالى غفور و رحيم است،آمرزنده و بخشاينده است،بيامرزد و بپوشد [٧]و رحمت كند و ببخشايد.
قرّاء خلاف كردند در فتح و كسر«انّ»و«انّ»فى الموضعين في قوله: أَنَّهُ مَنْ عَمِلَ و: فَأَنَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ ،ابن كثير و ابو عمرو و حمزه و كسائي خواندند هر دو [٨]:به كسر على الاستيناف،و عاصم و يعقوب به فتح خواندند براى آنكه بدل رحمت باشد،و تقدير آن بود كه:كتب ربّكم انّه من عمل منكم سوءا بجهالة،و كتب ايضا:
انّه غفور رحيم.
ابو على گفت:آنجا چيزى تقدير بايد كردن،و التّقدير،فله انّه غفور رحيم.و اهل مدينه«انّ»اوّل مفتوح خواندند و دوم مكسور،براى«فا»اوّل محمول [٩]باشد
[١] .اساس:ندارد،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٢] .مج،وز،مت،لت،مر+من.
[٣] .آف:اشارت.
[٤] .آج،لب،شعرانى:حكم.
[٥] .مج،وز،مت،مل،لت:بشناسد.
[٦] .مج،نبود.
[٧] .مج،وز،مت،لت،مر:بازپوشد.
[٨] .آج،لب،بم،آف،لت،آن:سه.
[٩] .بم،آف:مجهول.