فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٦٤
{إنّما الصدقات للفقراء... و في سبيل اللّه... } (٤٧)؛ چرا كه مصاديق فقرا با دگرگونى عرف در تعيين غذاى متداول ميان مردم دگرگون مىشود. همچنين است واژه «سبيل اللّه» در اين آيه كه تشخيص آن براساس تغيير فرهنگ امّت اسلامى و ديدگاه آنها در باره واژه «سبيل اللّه» تغيير مىيابد (٤٨).
ب: تنقيح عرف در دلالت و ظهور
عرف نقش مهمّى در تبيين ظهور دليل از ميان معانى مناسب و ارتكازى مرتبط با فهم نصّ دارد و به منزله قرينه لبّى متصل به كلام است و كسى كه عهده دار به دست آوردن معانى ظاهرى ادلّه است بايد داراى ذوق عرفى سالم باشد تا بتواند بر دلالت نصوص دست يابد؛ به گونهاى كه از پيچيدگىهاى فلسفى كه عموم مردم (مخاطبان احكام شرعى) با آن آشنا نيستند، به دور باشد. البته ما بر اين باوريم كه در قرآن و سنّت، معانى دقيقى وجود دارد كه جز كسانى كه مدارج عالى علم و معرفت را پيمودهاند به آنها دست نمىيابند، ولى آيات و روايات مربوط به احكام شرعى به اين درجه از دقت نيستند؛ چون اين دسته از آيات و روايات با الفاظى ساده و در قالبهاى عرفى براى آشنايى توده مردم بيان شدهاند. (٤٩)
حجّيت دلالت عرفى نيازمند دليل نيست؛ زيرا داخل در كبراى حجّيت ظهور است. اما حجّيت ظهور با تنقيح موضوع از اين جهت اختلاف دارد كه حجّيت ظهور، نيازمند همزمانى با عصر معصوم (ع) است؛ چون ظهورى حجّت است كه امام آن را از كلام خود اراده كرده باشد و اگر شك در مطابقت داشته باشيم، اصل، عدم ظهور نوعى براى كلام است. (٥٠)
بايد اين نكته را يادآورى كرد كه تنقيح ظهورى دو قسم است:
(٤٧) توبه، آيه٦٠.
(٤٨) الاُصول العامّة للفقه المقارن، ص٤٢٢ و ٤٢٣.
(٤٩) تهذيب الأُصول(امام خمينى (ره))، ج٣، ص١٣٨ و ١٣٩.
(٥٠) بحوث في علم الاُصول، ج٤، ص٢٣٥ و ٢٣٦.