فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٢٢ - آيين دادرسى اسلامى در مورد غير مسلمانان هادری قشقاوی
ليلاً فأخذتها و خرج يقاتل مع عليّ الشراة بالنهروان فقتل»؛
شريح گفت: اى اميرمؤمنان مطلب خويش را بگو. اميرمؤمنان فرمود: آرى اين زرهى كه در دست يهودى است از آن من است؛ نه آن را فروختهام و نه آن را به كسى هبه نمودهام. شريح گفت: اى مرد يهودى تو چه مىگويى؟ يهودى گفت: اين زره مال من و در دست من است. شريح گفت: اى اميرمؤمنان شاهد بياور [كه زره از آن توست[ حضرت فرمود: بله قنبر و حسن(ع) شهادت مىدهند كه زره مال من است. شريح گفت: شهادت پسر به نفع پدر قبول نيست. اميرالمؤمنين فرمود: آيا شهادت كسى كه از اهل بهشت است قبول نمىشود؟ از رسول خدا (ص) شنيدم كه فرمود: «حسن و حسين سرور جوانان اهل بهشت هستند». [پس از خاتمه دادرسى به نفع يهودى [مرد يهودى گفت: امير مؤمنان مرا به نزد قاضى گماشته خود مىبرد و قاضى عليه او حكم مىكند. شهادت مىدهم كه اين حق است. شهادت مىدهم كه خدايى جز «اللّه» نيست و محمد رسول خداست و اقرار مىكنم كه اين زره مال توست. در شبى از شبها بر شتر اورق خود سوار بودى و به سمت صفين مىرفتى كه زره بر زمين افتاد و من آن را برداشتم. [پس از آن[ مرد يهودى در ركاب اميرالمؤمنين در جنگ نهروان در سرزمين «شراه» جنگيد تا آن كه به شهادت رسيد. (٥٥)
سند اين روايت ضعيف است حتى اگر اعتماد فقيهان به روايت را جبران كننده آن بدانيم، قسمت ابتدايى روايت را كه مساوات را نفى مىكند نمىپذيريم. زيرا روايات فراوانى كه در مورد لزوم رعايت مساوات وارد شده است، عموميت دارند و شامل همه فرضهاى دعوا مىشوند، چه دو طرف دعوا مسلمان و چه كافر و چه يكى مسلمان و ديگرى كافر باشد. چون مضمون اين روايات، دستور العملى است براى قاضيان مسلمان در هر موردى كه قضاوت مىكنند. درست است كه اغلب دعاوى در محكمه اسلامى، بين مسلمانان است، اما اين غلبه وجودى، موجب انصراف عمومات به اين فرض نمىشود.
(٥٥) حلية الاولياء، ج٤، ص١٣٩ و ١٤٠.