فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٨٦
اما استظهاراً نيز دلالتى ندارد، به سبب اين كه معيار، به دست آوردن نظر معصوم است، و روشن است كه در عصر غيبت نمىتوان از سكوت معصوم به رأى او پى برد. (١٠٧)
سيره عملى و ارتكازى
سيره ارتكازى عبارت است از ذهنيت رايج ميان عموم مردم پيرامون چيزى معيّن ، در برابر سيره عملى كه به رفتار و تصرّفات خارجى مردم مربوط است هر چند بزرگان به طور مستقيم به تفاوت بين اين دو سيره تصريح نكردهاند ولى مىتوان آن را از لابه لاى سخنان آنها استفاده كرد. (١٠٨)برخى گفتهاند: سيره ارتكازى تنها در صورتى حجت است كه آثار علمى آن آشكار شود؛ زيرا خارج نشدن آن از حدود ارتكاز، جايى براى نفى شارع و اعتراض او بر سيره باقى نمىگذارد؛ چون عملى كه نهى از آن ممكن باشد وجود ندارد تا سكوت او قرينهاى بر تأييد و امضاى شارع نسبت به آن باشد. بنابراين اگر اين ارتكاز وجود داشته باشد كه ديدگاههاى فقهى كه فقيهان به آنها دست مىيابند، عبارت ديگرى است از طرق و اماراتى كه انسان را به واقع مىرسانند. چنين ارتكازى نمىتواند جواز تقليد از ميت را ثابت كند، به اين بهانه كه نظر مجتهد مانند ساير امارات، امارهاى بر واقع است؛ زيرا آثار عملى اين ارتكاز حتى به صورت محدود هم در زمان معصوم (ع) آشكار نبوده است تا بتوان از سكوت امام (ع) امضاى وى را به دست آورد.
امام خمينى (ره) فرموده است: «بى شكّ عقلا ميان ديدگاه مجتهد ميّت و زنده تفاوتى نمىنهند؛ چون در ارتكاز عقلا، ديدگاههاى مجتهدان ـ مثل ديگر امارات ـ همگى طُرُق و اماراتى به سوى واقع هستند ولى بحث در اين است كه آيا صِرف نبود تفاوت ميان ديدگاه مجتهد زنده و ميّت براساس ارتكاز كفايت مىكند يا بايد مطلب ديگرى نيز اثبات شود و آن اين كه بناى عقلا و عرف ثابت نزد آنها كه بر عمل كردن به ديدگاه ميّت استوار
(١٠٧) دروس في علم الاُصول ، ج٢، ص١٦١ ـ ١٦٢.
(١٠٨) به عنوان نمونه نگاه كن به: المحكم في اصول الفقه، ج٣، ص٢٥٣ و ٢٥٤.