فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٢٧ - پاسخى به نقد مقاله اعتبار ابزار جديد در رؤيت هلال محمد جواد فاضل لنكرانى
٢٥. ص ٢٣٢:در پاسخ به مطلب يازدهم آمده است: «بدون چنين قيدى اصلاً هلالى وجود نخواهد داشت...».
جواب آن است كه در شب اوّل چنانچه با ابزار، همان نور را رؤيت كنند هلال صدق مىكند و به عبارت ديگر شما كه در هلال ديدن نور را لازم مىدانيد ـ حتى اگر هم اين نكته را بپذيريم ـ ما مىگوييم اگر همين نور و روشنايى ماه را با دوربين ببينند چرا آن هلال نباشد؟ به چه دليلى مىگوييد كه اين نور و روشنايى را حتماً بايد با چشم معمولى ديد؟
٢٦. ص ٢٣٣:در پاسخ مطلب دوازدهم: «سند روايت داوود رقى ضعيف است...».
ما نيز با توجه به همين ضعف سند و با توجه به عدم فتوا بر طبق آن از آن به عنوان مؤيّد استفاده نموديم نه به عنوان دليل، و اين مطلب در فقه وجود دارد كه از روايت ضعيف مىتوان به عنوان مؤيد استفاده نمود. علاوه بر اين مقصود ما اين بوده كه از نظر اطلاق ـ نسبت به رؤيت كه در ذيل آن آمده است «سواء رُئي أم لم يُرى» ـ با رواياتى كه رؤيت را طريق براى يقين به هلال قرار داده است موافقت دارد. آرى آنچه در صدر روايت است، نه مطابق با واقع است و نه مفتى به.
٢٧. ص ٢٣٤:در پاسخ به مطلب سيزدهم: «آيا هلالى كه در طول بيش از هزار سال مردم آن را نمىديدهاند ميقات قرار داده شده است؟...»
در جواب بايد عرض شود كه از آيه شريفه استفاده نمىشود كه مردم تمام هلالها را ميقات قرار دادهاند و اساساً ممكن است بگوييم از ميان اين هلالها برخى را ميقات قرار دادهاند و برخى ديگر را ـ ولو اين كه قابل رؤيت هم بوده باشد ـ به عنوان ميقات قرار ندادهاند وچه بسا واقع خارجى هم مطابق با همين مطلب باشد. علاوه بر اين ادعاى ما اين است كه اگر مردم هلال را با ابزار ببينند آيا نمىتوانند مواقيت قرار دهند؟ آيا براى ميقات قرار دادن فقط بايد با چشم عادى ببينند؟
٢٨. ص ٢٣٤:در پاسخ به مطلب چهاردهم: «و برفرض وقوع كشف مىكنيم كه در