فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١١٩ - پاسخى به نقد مقاله اعتبار ابزار جديد در رؤيت هلال محمد جواد فاضل لنكرانى
فقيهانى كه رؤيت پذيرى را مطرح كردهاند پيشتر امكان رؤيت را به صورت موضوعيت مفروض گرفتهاند و در حقيقت گرفتار دور شدهاند. از آنان مىپرسيم چرا ملاك، رؤيت است؟ مىگويند چون رؤيت پذيرى هلال ملاك است، در حالى كه خود رؤيت پذيرى بر دخالت رؤيت به نحو موضوعيت استوار است و با طريقيت آن به هيچ وجه سازگارى ندارد و ديگر طريقيت رؤيت كه بر آن اصرار داريد محفوظ نمىماند؛ فتدبّر جيّداً.
١٢. ص٢١٩:
« پيش از الغاى موضوعيت رؤيت...» .
اگر اين الغا را بپذيريد ديگر عنوان رؤيت پذيرى به طور كلى منتفى مىشود و هيچ مرتبهاى راـ غير از اصل تحقق هلال واقعى، نه هلال مرئى ـ نمىتوانيد در مرئى ملاك قرار دهيد.
١٣.ص ٢١٩:
«اين نكته در پاسخ آية اللّه خويى (ره)...» .
در اين عبارت كه از مرحوم آية اللّه خويى (ره) نقل شده است چند ملاحظه وجود دارد:
الف: ايشان در يك عبارت شهر و ماه را امر عرفى دانسته و فرمودهاند: «أن يكون الشهر عبارة عن بلوغ الهلال في الأُفق مرتبة يمكن للعين المجرّدة رؤيته»؛ اما در عبارت ديگر در چند سطر بعد فرمودهاند: «أنّ الشهر بحسب المرتكزات العرفية أمر واقعي على حدّ الأُمور الواقعية الأُخرى التكوينية فلايناسب أن يكون للعلم و الجهل دخل فيه»؛ و ظاهراً بين اين دو عبارت ناسازگارى وجود دارد. چون از يك طرف ملاك در شروع ماه را خروج از محاق و رسيدن به مرحلهاى كه عرف با چشم مجرّد ببيند دانستهاند و از طرف ديگر ماه را يك امر واقعى تكوينى دانستهاند كه فقط با خروج از محاق سازگارى دارد. به عبارت ديگر در امور تكوينى علاوه بر آنكه علم و جهل دخالت ندارد، همچنين عرف و شرع هم نمىتواند در آن تصرف كند بلكه همان تكوين و واقع ملاك است.
ب: اين كه ايشان رؤيت را طريق محض قراردادهاند صحيح است؛ اما اين كه رسيدن هلال را به حدّى كه قابل رؤيت با چشم مجرد باشد، ذوالطريق دانستهاند فقط يك ادعا است و براى آن دليلى ذكر نكردهاند و اين ادعا هم كه از ادله باب چنين استفاده مىشود