فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١١٧ - پاسخى به نقد مقاله اعتبار ابزار جديد در رؤيت هلال محمد جواد فاضل لنكرانى
٥. ص ٢١١:
«مانعى ندارد كه تعريف امور تكوينى را از بيان شارع استفاده نماييم...» .
اگر مقصود آن است كه شارع به عنوان عالم به واقعيات بيان فرمايد، در اين صورت اشكالى وجود ندارد؛ اما شارع ـ بما أنّه شارع ـ هيچ گاه در صدد بيان واقعيات و تعريف تكوينيات نيست. در ضمن مواردى مانند كُر، رطل و درهم از امور اعتبارى است و هيچ گاه از امور واقعى و تكوينى به شمار نمىرود. اين كه چه مقدار را كُر بدانيم يا چه مقدار را يك كيلو بدانيم يك امر تكوينى نيست، بلكه كاملاً اعتبارى است و گويا در اين عبارات و ما بعد آن بين عرف و تكوين خلط شده است.
٦. ص ٢١٣:
« بنابراين به كار بردن كلمه هلال در اين موارد صحيح نيست...» .
اين مطلب با توجه به همان مسئله رؤيت پذيرى است. اينكه شما اين مطلب را از كتاب يا مجله تحقيقات اسلامى نقل نمودهايد نمىتواند ادعاى ايشان را ثابت كند؛ چون در تمام اين كتاب ها مسئله هلال و استعمال اين لفظ با توجه به رؤيت پذيرى مطرح شده است و ادعاى ما آن است كه دليلى بر رؤيت پذيرى نداريم. يعنى ايشان در مقابل كسانى كه خروج از محاق را معتبر دانسته و رؤيت پذيرى را دخيل نمىدانند ـ بلكه مجرد خروج را در تحقق هلال كافى مىدانند ـ دليلى اقامه نكردهاند و به عبارت ديگر ايشان در اين عبارات به مطالبى استناد مىكنند كه عين مدّعى است.
٧. ص ٢١٣ :
«رؤيت هلال به صرف خروج ماه از تحت الشعاع امكانپذير نيست و به عوامل و مشخصههاى گوناگونى بستگى دارد...».
اين عوامل و مشخصهها در فرضى است كه رؤيت پذيرى را محور قرار دهيم؛ اما اگر كسى مجرد خروج از تحت الشعاع را در تحقق هلال كافى بداند و رؤيت را طريق براى آن قرار دهد ديگر براى رؤيتپذير، به اين مشخصهها و عوامل نياز ندارد و اين امور براى او اعتبارى نخواهد داشت؛ آرى فقط بايد زمان دقيق خروج از محاق را بداند.
٨. ص٢١٤ :
«براى صدور حكم مطمئن و قطعى...» .
ايشان كه در ابتداى مقاله، مخاطب شارع مقدس را عرف قراردادهاند ـ كه مطلب صحيحى است ـ بفرمايند كه چنين مشخصه هايى از قبيل علايم زمانى و قسمتى و حددار و