فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٨٠
كه آب غالباً از آن بيرون نيامده و جارى نمىگردد و عرفاً نيز نام چاه بر آن اطلاق مىشود.
همان گونه كه مشاهده مىشود شهيد (ره) در اين عبارت مقصود خود را از عرف بيان نكرده كه آيا عرف عام مراد است يا عرف خاص؟ بدين جهت محقق ثانى (ره) در تفسير كلام شهيد اوّل (ره) متحيّر شده و مىگويد: «برگرداندن تعريف چاه به عرف، سبب اجمال عبارت شهيد و روشن نبودن منظور وى شده است و معلوم نيست كه آيا مرجع، عرف عام است يا عرف خاص؟» (٩٣)
٩. جمع عرفى و تعارض ادلّه:جمع عرفى عبارت است از آشتى دادن ادلهاى كه برخى همچون قرينه براى تفسير برخى ديگر هستند. دليل جواز عمل بر اساس جمع عرفى، لزوم فهميدن مراد گوينده از مجموع كلام وى مىباشد. (٩٤)
جمع عرفى موارد فراوانى دارد:
١. موردى كه يكى از دو دليل، اخصّ از ديگرى باشد كه چنين دليلى مقدم است، چون به منزله قرينه بر دليل ديگر مىباشد.
٢. موردى كه يكى از دو دليل، نصّ و دليل ديگر ظاهر باشد، يا يكى ظاهر و دليل ديگر اَظهر باشد. در اين صورت، نصّ بر ظاهر و اَظهر بر ظاهر مقدّم مىشود؛ مثلاً يكى از دو دليلى كه نسبت بين آنها عموم و خصوص من وجه است، در مقام بيان حدود و وزنها و مقدارها و مسافتها باشد؛ زيرا قرار گرفتن در چنين مقامى سبب قوّت ظهور مىشود به گونهاى كه آن را به نصّ ملحق مىكند.
٣. موردى كه براى يكى از دو متعارض يا هردو، قدر متيقن خارجى وجود داشته باشد ـ نه قدر متيقن در لفظ؛ زيرا در چنين فرضى كلام از مورد تعارض خارج مىشود ـ مانند قول امام (ع) «ثمن العذرة من السحت» (٩٥)؛ پولى كه از خريد مدفوع و غايط دريافت
(٩٣) جامع المقاصد، ج١، ص١٢٠.
(٩٤) دروس في علم الاُصول ، ج٢، ص٤٥٤.
(٩٥) وسائل الشيعه، ج١٧، ص١٧٥، باب ٤٠ از ابواب مايكتسب به، ح١.