فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٢٨ - پاسخى به نقد مقاله اعتبار ابزار جديد در رؤيت هلال محمد جواد فاضل لنكرانى
شب اوّل ماه، هلال با چشم معمولى قابلرؤيت بوده است...» .
اوّلاً: در موارد متعددى اتفاق افتاده كه ماه بر حسب ظاهر بيست و هشت روز شده است و فقيهان به لزوم قضاى روز اوّل فتوادادهاند؛ لذا خود اين مطلب يعنى ماههاى بيست و هشت روزه بهترين دليل بر وقوع است.
ثانياً: فرض بر اين است كه در شب اوّل، استهلال به صورت گسترده صورت گرفته است و هوا هم صاف بوده است و مانعى دركار نبوده است. در اين صورت چطور شما كشف مىكنيد كه قابليت رؤيت با چشم معمولى را داشته است؟
ثالثاً: طبق محاسبات نجومىِ فعلى كه در كمتر از هشت درجه قابليت رؤيت با چشم معمولى را منتفى مىدانند، چنانچه در شب اوّل هم اين گونه باشد در اين صورت چه مىفرماييد؟
٢٩. ص ٢٣٦:در پاسخ به مطلب هفدهم: «اما اين دليل مستقلى در قبال دليل اوّل يعنى اصالة الاطلاق نيست...».
گرچه در اين اشكال دقت فرمودهايد و جاى تقدير است؛ اما در عين حال مىتوان بين اين دو دليل چنين فرقى را ذكر نمود كه در تمسك به اصالة الاطلاق لازم نيست استناد رؤيت حقيقى باشد، بلكه اگر مجازى ـ حتى به نحو شايع ـ باشد اطلاق شامل آن فرد مجازى هم مىشود. اگر در عرف به شخصى يا گروهى ـ مجازاً ـ عالِم گفته شود اطلاق عالم همه آنها را شامل مىشود. بنابراين دليل دوم محتاج دليل اوّل (اصالة الاطلاق) است اما دليل اوّل ملازمهاى با مطلب دوم ندارد. علاوه بر اين كه در دليل دوم مجرد استناد ملاك قرار داده شده است، يعنى عرف به استناد نظر دارد؛ بنابر اين بعيد نيست كه بگوييم از اين جهت به اطلاق نياز نداريم، فتأمّل .
٣٠. ص ٢٣٧:در پاسخ به مطلب هجدهم آمده است: «زيرا در مسأله ما در لسان ادله رؤيت هلال بيان شده و موضوع است...».
ظاهراً اين تعبير با مبناى طريقيت سازگارى ندارد بلكه براساس طريقيت خود هلال