فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٣٩ - همراه با دائرة المعارف فقه اسلامى ابراء(١)
تابع و فرع عقدى است كه اثر آن را دارد و به همين سبب احكام و شروط اختصاصى آن عقد را نيز دارا مىباشد.
بيشتر فقيهان نظريه اوّل را پذيرفتهاند، بلكه در اين مورد ادعاى اجماع نيز شده است؛ (٢٠)ولى شيخ طوسى(ره) نظريه دوم را پذيرفته است. (٢١)از اين رو صلحى كه اثر ابراء را دارد (مانند صلح بر اسقاط حق يا دين) بنابر نظر شيخ طوسى(ره) واقعاً ابراء است و احكام ابرا را دارد و از ايقاعات به شمار مىآيد و نيازى به قبول ندارد؛ امّا بنابر قول مشهور چنين صلحى عقد مستقلى است و نيازمند قبول مىباشد.
شهيد اوّل (ره) در باره صلح طلبكار با بدهكار در كم كردن بدهى مىنويسد:
«صلح در اينجا معاوضه نيست، بلكه به معناى ابراء است... و بايد بگوييم كه دراين مورد به خاطر رعايت لفظ صلح، قبول بدهكار نياز است اگر چه در خود ابراء قبول را شرط ندانيم». (٢٢)
امام خمينى (ره) نيز در اين خصوص مىنويسد:
«صلح عقدى است كه به ايجاب و قبول نياز دارد حتى اگر اثر ابراء و اسقاط را داشته باشد. پس اگر چه ابراى دين و اسقاط حق متوقف بر قبول نيست، ولى وقتى كه به عنوان صلح واقع شود به قبول نياز دارد». (٢٣)
٢. هبه دين:اساساً هبه مانند بيع از اسباب تمليك است نه اسقاط (٢٤)و از عقود به شمار آمده و به قبول نياز دارد. (٢٥)در برخى از كلمات دو نوع هبه مطرح شده است: هبه عين و هبه دين. هبه عين با ابراء ارتباطى ندارد؛ زيرا ابراء در مورد اعيان نيست، همچنان كه هبه دين به غير بدهكار نيز به ابراء ربطى ندارد؛ چون ابراء، اسقاط ذمّه بدهكار است نه
(٢٠)الدروس، ج٣، ص٣٢٧؛ الحدائق الناضره، ج٢١، ص٨٥ و ٨٦. مفتاح الكرامه، ج٥، ص٤٥٧ ـ ٤٥٨.
(٢١) المبسوط، ج٢، ص٢٨٨.
(٢٢)الدروس ، ج٣، ص٣٢٨.
(٢٣)تحرير الوسيله، ج١، ص٥١٦، مسئله ٢.
(٢٤)جواهر الكلام، ح٢٨، ص١٦٣.
(٢٥)مفتاح الكرامه، ح٩، ص١٥٥ و ١٥٦.