فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٨٣
مطلب ديگر آن كه بنابر ديدگاه مشهور (١٠٣)، چه بسا روش كشف بيان شرعى از سيره عقلا، با روش كشف آن در سيره متشرّعهاى كه ناشى از بيان شرعى است، متفاوت باشد؛ چون احتمال نمىرود همه متشرعه مثلاً بر انجام نماز ظهر در روز جمعه ـ بدون دريافت بيان شرعى ـ اتفاق نظر پيدا كرده باشند برخلاف ميل عمومىِ موجود در سيره عقلايى كه برخاسته از بيان شرعى و انگيزههاى دينى نيست تا از وجود اين بيان كشف كند؛ بدين جهت براى استدلال بر حجّيت سيره عقلايى بايد به دنبال روشى متفاوت با اين روش بود. از اين رو مىگوييم: ميل عقلا به سوى روشى معيّن، آنان را بر مىانگيزاند تا به آن روش پاى بند باشند و لذا اگر شرع نسبت به آن ميل، ساكت باشد و از رفتار براساس آن نهى نكند، سكوت شرع از رضايت آن و از ناسازگارى اين روش با تشريع اسلامى پرده برمىدارد. مثلاً سكوت معصوم از ميل عمومى عقلا نسبت به بهرهگيرى از ظهور كلام، و عدم نهى وى از آن، از رضايت معصوم و حجّيت آن و اين كه شارع آن را قاعدهاى براى تفسير واژههاى كتاب و سنت قرارداده، پرده بر مىدارد. در غير اين صورت، در حوزه مسائل شرعى از آن منعمىكرد؛ چون اگر نهى نكند موجب نقض غرض و سرپيچى از اداى رسالت (تبليغ و بيان احكام شرعى و حلال و حرام الهى) مىگردد؛ چرا كه معصوم به حكم اين كه در تبليغ شريعت، بر بندگان حجّت مىباشد، اين مسؤوليت را بر عهدهدارد كه آنچه را از عملكرد مردم كه مخالف با شريعت است، تبيين كند و در غير اين صورت، مخالف مسؤوليت و تكليف شرعى خود عمل كرده است.
به عبارت ديگر استدلال به سيره عقلايى بر پايه قراين و احتمالات استوار است؛ چون اگر ما سيره عقلايى را بشكافيم در مىيابيم كه ميل عمومى عقلا به سوى روشى معين ـ مانند عمل به ظواهر الفاظ ـ از ميلهاى مشابه تعداد فراوانى از افراد كه مجموع آنها ميل عمومى را تشكيل مىدهد، حكايت مىكند و آن گاه كه يك فرد از افرادى را كه به اخذ به ظواهر تمايل دارد بررسى كرده و سكوت و عدم نهى مولا را ملاحظه كنيم، مىتوان آن را قرينهاى ناقص بر
(١٠٣) بحوث في علم الاُصول ، ج٤، ص٢٤٣ و ٢٤٤.