فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٩٣ - جمع ميان دو نماز از ديدگاه كتاب و سنّت آیت الله جعفر سبحانى
حاكى از جمع حقيقى پيامبر(ص)، بين دو نماز است؛ زيرا حديث ابن عباس و ديگران، بر جمع حقيقى تصريح مىكند و مىتواند قرينهاى باشد بر حمل ديگر روايات بر جمع حقيقى. بنابراين نمىتوان حديث ابن عباس را كه به «حبر الأمة» شناخته شده است، كنار گذاشت و به حديث مجملى از ابن عمر تمسّك كرد.
دليل سوم:روايتى كه نسايى از ابن عباس نقل كرده است:
با رسول خدا(ص)، نماز ظهر و عصر و نماز مغرب و عشا را با هم خواندم. پيامبر(ص) نماز ظهر را به تأخير انداخت و نماز عصر را در اوّل وقت آن خواند و نماز مغرب را به تأخير انداخت و نماز عشا را در اوّل وقت آن خواند.
همچنان كه ملاحظه مىشود، ابن عباس، راوى حديث فوق، تصريح مىكند كه جمعى كه از پيامبر(ص) نقل شده است، جمع صورى است. (٩٤)
اين استدلال هم مردود است ؛ زيرا اين عبارت حديث كه: «پيامبر نماز ظهر را به تأخير مىانداخت ونماز عصر را در اوّل وقت آن مىخواند و نماز مغرب را به تأخير مىانداخت و نماز عشا را در اوّل وقت آن مىخواند» از ابن عباس نيست، بلكه از جا بر بن زيد است به دليل اين كه امام احمد، روايتى از جابربن زيد نقل كرده، مبنى بر اين كه از ابن عباس شنيده كه مىگويد:
با رسول خدا(ص)، هشت ركعت و هفت ركعت نماز را با هم خواندم. راوى مىگويد: به جابربن زيد گفتم: اى ابو شعثاء! گمان مىكنم پيامبر(ص) نماز ظهر را به تأخير انداخته و نماز عصر را در اوّل وقت خوانده و نماز مغرب را به تأخير انداخته و نماز عشاء را در اوّل وقت خوانده است، اوگفت: من هم چنين گمان مىكنم. (٩٥)
اين روايت نشان مىدهد كه عبارت ياد شده، از ابوشعثاء وامثال اوست واين تأويل، دليلى جز عادت آنها به جدا خواندن دو نماز، ندارد. اين عادت موجب شده گمان كنند
(٩٤)نيل الأوطار، ج٣، ص٢١٦.
(٩٥)مسند احمد، ج١، ص٢٢١.