فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢١٨ - آيين دادرسى اسلامى در مورد غير مسلمانان هادری قشقاوی
وصيتهاى وى عمل كرد و بعد از مدتى درنگ، براى آن كه يك بار ديگر او را ببيند، چهرهاش را باز نمود. ناگهان كرمى را ديد كه بينىاش را پاره مىكند؛ از آن وحشت زده شد. هنگام شب شوهرش را در خواب ديد كه به او مىگويد: از آنچه ديدهاى وحشت نمودى؟ زن در جواب گفت: آرى وحشت نمودم. مرد گفت: چيزى كه از ديدنش وحشت نمودى به خاطر برادر توست كه براى دادخواست عليه يك نفر، با او به نزد من آمد. وقتى نشستند دعا كردم خداوند حق را به نفع برادرت قرار دهد و قضاوت را عليه رقيبش به سرانجام رساند. زمانى كه ادعايشان را مطرح نمودند، مشخص شد كه حق با برادرت بود. وقتى ديدم چنين است، عليه رقيبش حكم صادر كردم. به دليل اين كه مطابق هواى نفسم عمل نمودم ـ با آن كه موافق حق بود ـ به اين وضع دچار شدم». (٤٤)
صاحب جواهر (٤٥)در جواب از اين روايت مىگويد: اين روايت در راستاى تشويق انسان براى به دست آوردن درجات عالى و مقامات بلند عرفانى است. بنابراين انسان به خاطر اين گونه تمايلات هرگز دچار عذاب نمىشود؛ بلكه تنها ممكن است از رسيدن به درجات بالا محروم گردد.
صاحب كتاب أُسس القضاء و الشهادة در اين باره مىگويد: «اين حديث ـ نهايتاً ـ بر لزوم تسويه در ميل قلبى، در ميان بنى اسرائيل دلالت دارد و نقل اين مطلب توسط امام معصوم (ع) بر بقاى اين تكليف در دين اسلام دلالت ندارد، بلكه ممكن است به جهت بقاى اصل مطلوبيت اين عمل باشد». (٤٦)
ج ـ عدالت در رفتار
در مورد رفتار قاضى با دو طرف، مانند سلام كردن يا جواب سلام دادن، نشاندن يا
(٤٤) وسائل الشيعه، ج١٨، باب ٩ از ابواب آداب قاضى، ح ١.
(٤٥) جواهر الكلام، ج٤٠، ص١٤٢.
(٤٦) أُسس القضاء و الشهادة، ص١٩٩.