فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٤٧ - آيين دادرسى اسلامى در مورد غير مسلمانان هادری قشقاوی
براى تأييد اين مبنا به پذيرش سوگند كافر، استناد مىكند.
اما براى مبناى سوم يعنى پذيرش شهادت كافر در خصوص هم كيشان خود و عدم پذيرش آن در مورد غير هم كيشان ـ كه تعدادى از فقيهان (١٥٨)آن را پذيرفتهاند ـ چند دليل قابل ذكر است:
١. روايت سماعه از امام صادق(ع) : «سألته عن شهادة أهل الذمّة، فقال: لا تجوز الاّ على ملّتهم»؛
از امام صادق (ع) در باره شهادت اهل ذمه پرسيدم، امام در جواب فرمودند: شهادتشان جايز نيست، مگر در مورد اهل ملّت خودشان. (١٥٩)
مرحوم نراقى (١٦٠)از عبارت «على ملّتهم» چند نكته استفاده مىكند:
نكته اوّل:شهادت كافر فقط در صورتى كه عليه هم كيشان خودش باشد پذيرفته مىشود. اما اگر به نفع هم كيشان خود شهادت دهد، مطابق اصل، شهادتش رد مىشود، مگر آن كه دليل ديگرى براى پذيرش اين شهادت اقامه گردد.
نكته دوم:اطلاق «على ملّتهم» دلالت دارد بر آن كه اگر كافر عليه هم كيشان خود و به نفع ديگران ـ چه مسلمان و چه غير مسلمان شهادت دهد، شهادتش پذيرفته مىشود.
نكته سوم:كافرى كه پيرو يكى از فرقههاى ضالّه اسلامى (مانند ناصبى و غير آن) است، مشمول روايت نمىشود؛ چون «ملّت» در مورد آنان صدق نمىكند؛ لذا طبق اصل، شهادت آنان به هيچ وجه پذيرفته نمىشود، بلكه آنان مشمول رواياتى مىشوند كه مىفرمايد: «ذو مخربة في الدين»، از اين رو شهادتشان پذيرفته نمىشود.
٢. قاعده الزام.بر اساس اين قاعده، مؤمنين، پيروان مذاهب و اديان ديگر را به هر
(١٥٨)نهايه، ص٣٣٤؛ كشف اللثام؛ ج٢، ص٣٦٩؛ مختلف الشيعه ج٨، ص٥٢٠؛ مستند الشيعه، ج١٨، ص٣٥؛ تنقيح الرائع، ج٤، ص٢٨٨.
(١٥٩) وسائل الشيعه، باب ٢٠ از ابواب وصايا، ح٥.
(١٦٠) مستند الشيعه، ج١٨، ص٣٥ و ٣٦.