فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٩٠ - آداب قضاوت(١) محمد يزدى
معاملات مشابه نيز مىشود، مانند اجاره و مقاطعه و مضاربه و صلح و هديه و... مبادا به رشوه دهى و رشوهگيرى و اتهام منجر شود. افزون بر اين، مىتوان به نكته اخلاقى در اين باب اشاره كرد و آن اين است كه بهتر است اشخاصى كه متصدى مناصب مهم هستند به امور جزئى و كارهاى كوچك نپردازند و وقت خود را فقط براى كارهاى والا و ارزشمند، صرف كند و ديگر امور را به خدمتگزاران بسپارد يا براى اين گونه امور، نايب و وكيل برگزينند. امام على(ع) برادرش عقيل را وكيل خود براى حل و فصل دعاوى شخصى مربوط به خود قرار داد و فرمود:
«
در خصومت و طرح دعوا گيرو دارى هست و من خوش ندارم در آن وارد شوم».
صاحب جواهر مىگويد:
«بهتر آن است قاضى كسى را خود كند كه مردم وى را نمىشناسند؛» (٥٠)
زيرا اگر بدانند اين شخص وكيل قاضى براى خريد و فروش است، همان اشكال را خواهد داشت، يعنى مردم از سرزنش يا طمع، در معامله او را مراعات مىكنند، بلكه مىتوان گفت وكيل را بيشتر مراعات مىكنند، چون امكان ساخت و ساز با وكيل آسانتر از قاضى است.
اما عمل امام على(ع) در بازار كرباسچىها كه به فروشنده فرمود: «يا شيخ، أحسن بيعي في قميصي بثلاث دراهم؛ «اى شيخ، با من بهتر معامله كن و پيراهن را به سه درهم بده» وقتى فروشنده امام را شناخت، ايشان ديگر از او پيراهن را نخريد و سراغ ديگرى آمد، اما چون وى هم امام را شناخت، از او نيز نخريد، تا جوان نورسى آمد و از وى پيراهنى به سه درهم خريد. (٥١) اين قضيهاى مربوط به واقعهاى خاص است و پس از اين كه مشخص شده كه قيمت، سه درهم است، جاى محابات و مراعات قيمت براى امام
(٤٩) نهج البلاغه صبحى صالح، ٥١٧، ش٣.
(٥٠) جواهر الكلام، ج٤٠، ص٨٣.
(٥١) سنن بيهقى، ج١٠، ص١٠٧ به نقل از مجلسى، بحارالانوار، ج٤٠، ص٣٣٢، ح١٤.