فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٢٥ - روشنفكران دينى و مدرنيزاسيون فقه(١) مسعود امامى
انديشه تجدد طلب ميل نموده، و در صدد ارائه چهرهاى از دين بر آمدهاند كه راز و تسليم در آن به حداقل ممكن كاهش يابد.
آنها دغدغه ذهنى و چالش فكرى برخى از هم وطنان خويش را كه متأثر از فرهنگ چيره غرب هستند، به نيكى ديده ودريافتهاند و گاهى آن را به نسل جوان و تحصيل كرده نسبت داده و از روى دلسوزى در صدد چاره انديشى برآمدهاند.
«امروزه در مسائل دينى با لحن امر و نهى و تكليف با جوان مواجهه مىشود. امر ونهى و تكليف زبان فقه است و در واقع با لحن فقه با جوان صحبت مىشود. زبان فقه را جوانان نمىفهمند!
آنها تنها زبان تفكر و تجربه و كشف واقعيتهاى زندگى را مىفهمند. امر و نهى بر اساس صلاح و فساد انسانها استوار است. وقتى با جوان حرف مىزنيم بايد از صلاح و فساد كه پايه امر و نهى ماست سخن بگوييم و آنها را به تجربههايى كه خودشان مىكنند، دعوت كنيم، نه اين كه امر و نهى مستقيم به جوانان بكنيم. روش سخن گفتن با جوانان بايد عوض شود». (٧٥)
از اين گذشته، شايد بتوان گفت كه انسان جديد، چون، عموماً اين جهانىتر، انسانگراتر، فرد گراتر، استدلالگراتر آزاد انديشتر، تعبّد گريزتر، و برابرى طلبتر از انسان قبل از دوران تجدد است، بيشتر مجذوب دين يا اديانى مىشود كه وسعت فقهشان كمتر باشد، جزميات و تعبديات نظرى و عملى كمترى داشته باشند...». (٧٦)
روشنفكران نيز كه با خرد غربى، اُنس و الفت ديرينهاى پيدا كردهاند، دين بدون تسليم و تعبّد در كامشان شيرينتر و گواراتر است:
«به گمان بنده بزرگترين نقدى كه بر طرز تفكر و نحوه معيشت سنتى مىتوان داشت اين است كه تعبدى و طالب تسليم و تقليد، و به همين جهت، استدلال
(٧٥) نقدى بر قرائت رسمى از دين، ص٤٩٧ و نيز: ٤٨٤.
(٧٦) راهى به رهايى، ص ٢٤١.