فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٩٥ - آداب قضاوت(١) محمد يزدى
«
هرگز كسى چيزى را پنهان نمىدارد مگر اين كه از لغزشهاى زبان و دگرگونى چهرهاش آشكار مىشود.
اين از ناحيه خود انسان بود اما نسبت به ديگران كه با وى آمد و شد دارند، امور زيادى هست كه بايد رعايت شود مانند احترام گذاشتن، جواب سلام دادن، گوش دادن به سخن ديگرى تا آخر بدون اينكه سخن او را قطع كند و يا عجله نمايد و يا سخن ديگرى را به ميان كشد و يا مجادله كند.
همه اينها در مورد معاشرت و برخوردهاى عادى و اثر گذارى و اثر پذيرى در زندگى ميان برادران ايمانى و هم كيش بود. اما آنجا كه انسان در مورد نيازهاى ديگران مسئوليتى دارد و عهده دار منصبى است، به ويژه اگر قاضى و حاكم باشد و اموال عمومى و آبرو و حيثيت و حتّى جان مردم در دست او باشد، مردم در سخن گفتن با او مقيدند و احتياط مىكنند و با بيم يا اميد به او جواب مىدهند؛ در اينجا سخن قاضى و تعبيرات و حتى حركات چهره او در برخورد با طرفين دعوا و مراجعان، مؤثر است. در نتيجه، رعايت عدالت و حقوق مراجعان، اقتضا مىكند كه قاضى مواضب حركات و برخوردهاى خود باشد.
قاضى به عنوان يك مسلمان، برادر مسلمانان است ئ لازم است در مرحله اوّل حق برادرى را رعايت كند، اضافه بر آن مواظب تأثير حركات خود بر طرفين دعوا باشد. از اين رو، محقق حلّى تصريح مىكند كه انقباض و ترش رويى مذموم است كه مانع از اقامه حجت شود نه مطلق انقباض و ترش رويى. بدين معنا كه انقباض در مخاطب مؤثر بوده و موجب گريز او مىشود.
در روايت است ـ از امام باقر(ع) يا امام صادق(ع) ـ كه
«حالت انقباض و چهره در همكشيدن، دشمنى برانگيز است».
اگر قاضى چهره در هم كشد، در طرف تأثير مىنهد و او مىترسد و در بيان دلايل خود، زبانش مىگيرد و نمىتواند درست دفاع كند، در نتيجه گاهى از حق خود محروم مىشود و مسبّب آن قاضى است. پس لازم است از آن پرهيز شود تا رعايت حق و عدالت شده باشد.
(٥٧) نهج البلاغه، كلمات قصار، ش٢٦.