فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٥٦ - عبور از مقابل نمازگزار پژوهشى به شيوه فقه مقارن (پژوهشى به شيوه فقه مقارن) امير رحمانى
دست آخر اين كه جزرى در اسد الغابه، يك بار ترجمه ابوالجهيم بن الحارث بن الصمه را به شماره ٥٧٨٣ نقل كرده و بار ديگر ابوجهيم عبداللّه بن جهيم الانصارى به شماره ٥٧٨٤ و اختلاف رجاليون در اتحاد آن دو و تعدد آن دو را ذكر مىكند، سپس مىگويد: همه آنچه گفتم دلالت مىكند كه آنان دو نفر مىباشند. (٦٤)
اين حال راوى خبر مذكور است، و روشن شد كه حتى در اسم او و پدرش و جدش اختلاف است، و اكابر علماى فن، معرفت حال او را به علم الهى وا مىگذارند، حداكثر آنچه از او نقل شده، در صورت اتحاد رجل، سه روايت است، و در مدح و توثيق او هيچ اثرى نيست مگر اين كه «له صحبة».
هر منصفى مىپذيرد كه اعتماد به خبر راوى چنينى در حكم به حرمت، دور از استحكام فقهى و استدلالى است و قول به عدالت صحابه هم با تمام ضعفى كه دارد نيز نمىتواند روايت هر مجهولى را كه ادعاى اندك مصاحبتى براى او شده است تصحيح كند.
گرچه كمتر در كتب فقه ذكر شده، اما ابن قدامه در مغنى به آن استدلال كرده، و آن روايتى است كه ابو داود در سنن خود از سعيد بن عبدالعزيز از غلام يزيدبن نمران از يزيدبن نمران نقل مىكند:
رأيتُ رجلاً بتبوك مقعداً فقال: مروتُ بين يدي النبيّ و أنا على حمار و هو يصلّي، فقال: اللهم اقطع أثره فما مشيتُ عليها بعد؛ (٦٥)
يزيد مىگويد: مردى افليج را در تبوك ديدم، و گفت: در حالى كه پيامبر نماز مىخواند، از مقابل او گذشتم، در حالى كه سوار بر الاغى بودم، پس گفت: خدايا، دنباله او را قطع كن! بعد از آن هيچ گاه نتوانستم راه بروم!
در نقل ديگرى مىگويد كه:
«انّ رسول اللّه(ص) نزل بتبوك إلى نخلة، فقال: هذه قبلتنا ثم صلّى إليها فاقبلتُ
(٦٤) اسدالغابة، چاپ دارالمعرفه، ج٤، ص٤٠٨.
(٦٥) سنن ابى داود، باب مايقطع الصلاة، حديث ٧٠٥ و ٧٠٦.