فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٩١ - روشنفكران دينى و مدرنيزاسيون فقه(١) مسعود امامى
اينك به صورت مختصر، به نقل محورىترين مؤلّفهها كه روشنفكران دينى به بازگويى آن پرداخته (٩) و گاهى نيز به نقد و ارزيابى آن همّت گماشتهاند، مىپردازيم:
عقلانيت ،بزرگترين ويژگى اجتنابناپذير و گوهر اصلى مدرنيته (١١) ، و در واقع، جانشين خدا در دوران كهن است. (١٢) و به نظر برخى، ساير مؤلفههاى مدرنيته، زير چتر عقلانيت جاى مىگيرند. (١٣)
گاهى عقلانيت مدرن، فقط به دليلطلبى و استدلال گرايى، معنا مىشود و در اين صورت، بدون هيچ نقدى، مورد تكريم روشنفكران قرار مىگيرد :
«ارجمندترين شاخصه تجدد گرايى كه اتفاقاً بيش از هر چيز ديگرى مورد حاجت ماست آزاد انديشى و مطالبه دليل و استدلال گرايى و سرفرود نياوردن در برابر هيچ چيزى جز دليل و برهان است. اين استدلال گرايى، نوعى برابرىطلبى
(٩) چنان كه گذشت، متفكران غربى در تفسير و تحليل مدرنيته، اختلاف نظر فراوانى دارند. روشنفكران داخل نيز، بالطبع و بالتبع، به همين تشتّت آراء گرفتار شدهاند. سيد جواد طباطبايى(از روشنفكران معاصر) درك و تفسير بعضى از روشنفكران دينى را از جهان مدرن، به باد انتقاد گرفته و آن را كاملاً نادرست مىداند. او در يكى از آثار جديد خود، بعد از انتقاد شديد از على شريعتى به خاطر ارائه تفسيرى غير واقعى و خيالى از پروتستانتيسم و سرزنش عبدالكريم سروش به دليل تقليد از شريعتى(دراين خصوص) چنين مىنويسد: «... آنچه در مقالات سروش، دركتاب ياد شده(سنت و سكولاريسم)، در باره «سكولاريسم» آمده است، هيچ مطلب جدّى و مفهومى درستى وجود ندارد و هيچ خوانندهاى كه دست كم يك اثر تحقيقى دراين مباحث از نظر گذرانده باشد، نمىتواند آن كلى بافىها را جدّى بگيرد».(جدال قديم و جديد، نشر نگاه معاصر، چاپ اوّل، تهران ١٣٨٢، ص ٣٥.)
(١٠) Rationalism.
(١١) ملكيان، سنت و سكولاريسم، ص ٢٧٣ و نقدى بر قرائت رسمى از دين، ص١٨٤.
(١٢) فربهتر از ايدئولوژى، ص٣٥٦.
(١٣) ملكيان، سنت و سكولاريسم، ص ٢٩٣.