فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٥٨ - عبور از مقابل نمازگزار پژوهشى به شيوه فقه مقارن (پژوهشى به شيوه فقه مقارن) امير رحمانى
شايد مردى از صحابه بوده، همان طور كه ابن حبان ذكر كرده، (٧٠) علاوه بر اين روايات با روايت متعددى كه ازسيره حضرت در اين مسأله نقل شده، تنافى دارد، از جمله رواياتى كه سابقاً از ابن عباس و عبور او با الاغش از مقابل حضرت و صفوف نماز نقل كرديم، و حضرت و يا صحابه متعرض او نشدند.
از ام سلمه روايت شده است كه پيامبر(ص) مشغول نماز بود كه عبداللّه يا عمربن ابى سلمه از مقابل حضرت گذشت. حضرت با دست اشارهاى كرد و او برگشت، بعد از او زينب، دختر امّ سلمه عبور كرد و حضرت همان طور با دست اشارهاى كرد، ولى او گذشت، وقتى نماز حضرت پايان يافت فرمود: «هنّ اغلب». (٧١٥)
طبرانى در المعجم الاوسط از ابو سعيد خدرى نقل مىكند: رسول اللّه(ص) مشغول نماز بود كه اعرابى سوار بر مركب از مقابل ايشان عبور كرد، پيامبر به او اشارهاى كرد، ولى متوجه نشد، پس عمر بن الخطاب او را صدا زد: يااعرابى، عقب برگرد، پس وقتى پيامبر سلام داد پرسيد: چه كسى سخن گفت، گفتند: عمر، فرمود: «مالهذا فقه؛ سخن گفتن در نماز منافات با فهم دين دارد». (٧٢)
جايى كه حضرت هميشه با اشاره عبور كننده را رد مىكرد و هيچ سخن نمىگفت يا حركتى نمىكرد، چطور مىتوان قبول كرد كه حضرت نماز را قطع كند و مشغول نفرين شود؟! نظير روايت فوق را عبدالرزاق در مصنف خود نقل كرده است، و آخر آن دارد: «يا لك فقهاً يابن الخطاب». (٧٣)
كه در آن نسبت به عقب راندن عبور كننده توسط نماز گزار مبالغه شده و عبور كننده شيطان ناميده شده است! بخارى و مسلم از ابو سعيد خدرى نقل مىكنند كه حضرت فرمود:
(٧٠) مىگويد: سعيد بن نمران از اهل شام است و روايت مىكند از مرد فلجى از اصحاب پيامبر(ص). ر.ك: الثقات، ابن حبان، ج٥، ص٥٣٩.
(٧١) مصنف، ابن ابى شيبه، ج١، ص٣١٧.
(٧٢) المعجم الاوسط، طبرانى، ج٢، ص١٥٦.
(٧٣) مصنف، عبدالرزاق، ج٢، ص٣٣٠.