فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢١٣ - روشنفكران دينى و مدرنيزاسيون فقه(١) مسعود امامى
گفتنى است كه تحليل مزبور از انديشههاى فقهى و بلكه دينى اين طيف از روشنفكران، به معناى مخدوش و مردود بودن همه آراء، نظرات و انتقادات آنان نسبت به انديشه فقهى و دينى رايج نيست. و چه بسا به نظر نگارنده نيز ـ در نگرش جزيى و موردى ـ برخى از انتقادات و آراء آنها صحيح باشد؛ اما دورنماى جنبش فكرى مذكور، سمت و سويى اين گونه دارد، و آن چه در اين مقالات به عنوان گزارشى نقادانه از انديشه روشنفكران دينى عرضه مىگردد برخاسته از همين نگاه كلى است.
خلاصه آن كه، اين گروه از روشنفكران باهمه طعن و ايرادى كه ـ از نگاه دينى ـ بر مدرنيته روا دانستهاند ـ و نمونه هايى از آن در بخش اوّل آمد ـ خود را در مقام پيش قراولان و پايه گذاران پروژه مدرنيزاسيون دين و فقه قرار داده، و فقهشناسى خويش را بر اين پايه بنا نهادهاند. (٥٩)
نوشتار حاضر، ضمن گزارشى مستند از انديشههاى فقهى اين گروه، روند شكلگيرى اين پروژه را نيز نمايان مىسازد:
يكى از مهمترين دستاوردهاى مدرنيته، راز زدايى وتعبد گريزى است كه گاهى نيز از آن به اسطوره زدايى و جادوزدايى ياد مىشود. از همان روزهاى نخست شكلگيرى عصر تجدّد ـ كه پزشك مغرور و كوته بين غربى ادعا نمود تا خداوند را مانند اجساد انسانها با چاقوى خود جرّاحى و تشريح نكند، آن را باور نخواهد داشت ـ انديشه مدرنيسم به سوى ترديد يا انكار حقايق ماوراء مادى گام برداشت.
(٥٩) از ميان سه روشنفكرى كه آراء آنها در اين سلسله مقالات مورد تتبّع قرار گرفته است، نقد مذكور به يك ميزان متوجه آنان نيست، بلكه خوانندگان فرهيخته با دقت و تأمّل در نقل قولها و منابع ارائه شده خواهند فهميد كه از ميان اين جمع، برخى دراين طرح و پروژه، نقش فعالترى داشته و يا به تناقضات و تعارضهاى فكرى و نظرى بيشترى گرفتار شدهاند. نويسنده به دلايلى ـ از جمله پرهيز از تبديل شدن گزارش نقادانه و مستند از يك جريان فكرى، به گزارش و نقد يك شخصيت علمى ـ ترجيح داده است به نقل و نقد جداگانه آراء هريك از اين سه روشنفكر نپردازد، و فقط گزارشى از هماهنگى و يك نواختى اين جريان واحد، ارائه كند.