فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٧١ - عبور از مقابل نمازگزار پژوهشى به شيوه فقه مقارن (پژوهشى به شيوه فقه مقارن) امير رحمانى
ابو حنيفه بر امام صادق(ع) وارد شد و گفت: پسر شما موسى را ديدم كه نماز مىخواند و مردم از مقابل او عبور مىكنند و او آنان را نهى نمىكند، و فيه ما فيه، پس امام فرزند خود را طلبيد و به او آنچه را ابو حنيفه گفته بود گفت، پس موسى بن جعفر(ع) گفت: بله، اى پدر، آن كه من براى او نماز گزاردم، به من نزديكتر بود از عابران. خداوند مىگويد: «ونحن أقرب إليه من حبل الوريد»، پس امام(ع) او را به خود چسباند و گفت: اى پسرم، پدر و مادرم فداى تو! اى كسى كه اسرار، نزد تو به وديعت نهاده شده است! (١٢٤)
در روايت ديگرى ابن ابى عمير مىگويد:
سفيان ثورى، موسى بن جعفر(ع) را كه پسر بچهاى بود ديد كه نماز مىخواند و مردم از مقابلش تردد مىكردند، پس به ايشان گفت: مردم از مقابلت عبور مىكنند و طواف مىگزارند، حضرت فرمود: آن كه براى او نماز مىخوانم، از ايشان نزديكتر است. (١٢٥)
در روايتى ديگر نقل شده است كه
امام حسين(ع) مشغول نماز بود كه مردى از جلوى حضرت گذشت، يكى از همنشينان حضرت او را نهى كرد، وقتى نماز حضرت پايان يافت، فرمود: چرا او را نهى كردى؟ گفت: يابن رسول اللّه، ميان شما و محراب عبور كرد، حضرت فرمود: واى به حال تو، خداى تعالى به من نزديكتر است از اين كه كسى ميان من و او عبور كند! (١٢٦)
طبق اين روايات، ائمه اهل البيت(ع) از طرفى عدم لزوم تعرض و نهى عابر را به كسانى كه چنين توهّمى داشتند، گوشزد مىكردند، از طرفى ديگر با بيان اين كه خداوند نزديكتر از عابر است، حكمت آدابى چون وضع ستره و دفع عابر را مىفهماندند، و اين كه
(١٢٤) وسائل الشيعه، ج٥، ص١٣٥.
(١٢٥) همان، ص ١٣٢.
(١٢٦) همان، ص١٣٣.