فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٩ - تشريع و فصول اذان در پرتو كتاب و سنت جعفر سبحانى
همچون اذان و اقامه باشد؟
به همين دليل بايستى گفت: اينكه منشأ اذان، ررؤيتيا باشد، دروغى است كه به شريعت بسته شده است. بعيد نيست كه خويشاوندان عبداللّه بن زيد اين ررؤيتيا را شايع و پخش كرده باشند تا فضيلتى براى قبيله و خاندان آنان محسوب شود. از اين رو در برخى مسانيد مشاهده مىكنيم كه فقط عموزادههاى عبداللّه بن زيد، راويان اين حديث هستند و حُسن ظنّ به آنها موجب شده كه به اين روايات اعتماد شود.
رواياتى كه در مورد اذان و كيفيت تشريع آن ذكر شده، از جهات مختلفى با يكديگر تعارض اساسى دارند:
الف) مقتضاى روايت اوّل(روايت ابى داود) اين است كه عمر بن خطاب بيست روز قبل از عبداللّه بن زيد، اذان را در خواب ديده است. در حالى كه مقتضاى روايت چهارم(روايت ابن ماجه) اين است كه عمر و عبد اللّه بن زيد در يك شب اذان را در خواب ديدهاند.
ب) براساس برخى از اين روايات، ررؤيتياى عبداللّه بن زيد مبدأ تشريع اذان است و وقتى عمربن خطاب اذان را شنيد، نزد رسول خدا(ص) آمد و گفت كه او هم آن رؤيا را ديده اما خجالت كشيده آن را نقل كند.
ج) در برخى ديگر از اين روايات، مبدأ تشريع اذان شخص عمربن خطاب است، نه رؤياى او، زيرا او بود كه پيشنهاد داد مردم را براى نماز صدا بزنند كه صدا زدن مردم براى نماز صورت ديگرى از اذان است. ترمذى در سننش نقل كرده: وقتى مسلمانان به مدينه آمدند... برخى پيشنهاد كردند: شاخى(يعنى بوقى) مثل شاخ يهوديان بگيريد. اما عمربن خطاب گفت: آيا مردى را روانه نمىكنيد كه براى نماز ندا در دهد؟ پس از آن رسول خدا(ص) فرمود: بلال! بلند شو و براى نماز ندا سرده(يعنى اذان بگو). (٢٥)
(٢٥) ترمذى، السنن، ج١، ص٣٦٢، شماره ١٩٠؛ نسايى، السنن، ج٢، ص٣؛ بيهقى، السنن، ج١، ص٣٨٩، باب «بدء الاذان»، ح اوّل.