فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٥٣ - تشريع و فصول اذان در پرتو كتاب و سنت جعفر سبحانى
و با شور و شدت، سخن بديهى را فرياد مىكند كه بر هيچ كس پوشيده نيست. فرياد مؤذّن به اينكه «نماز از خواب بهتر است» شبيه اين است كه فردى ميان جمعيت انبوهى فرياد زند كه دو نصف چهار است. (٩٧)
تاريخ اذان و اقامه آكنده از بدعتها ست و بدعت گذاران با استحساناتى كه هيچ جايگاهى در تشريع ندارد، دست به تصرف در اين امر زدند. اينك توجه خوانندگان را به برخى از اين بدعتها كه پس از پيامبر(ص) به وجود آمد، جلب مىكنيم:
در دوره حيات پيامبر(ص) و خلافت ابوبكر و عمر، رسم بر اين بود هنگامى كه امام براى ايراد خطبه به منبر مىرفت، اذان مىگفتند. اما وقتى مردم در زمان خليفه سوم زياد شدند، عثمان دستور داد به هنگام دخول وقت نماز، اذان دومى بر فراز مأذنه گفته شود. اين اذان به اذان دوم خليفه معروف شده است. از شافعى نقل شده كه مستحب است جمعه داراى يك اذان نزد منبر باشد. (٩٨)
اگر اذان از امور توقيفى است، پس تصرف در آن، به صورت زياد و كم كردن، در دست بشر نيست و خليفه مىتوانست مشكلات پيش آمده را به گونهاى ديگر حل كند.
تعجب اينجاست كه فقهاى اهل سنت در باره احكامى كه به اين دو اذان در نماز
(٩٧) نگارنده: وقتى در سال ١٣٧٥ هـ به زيارت خانه خدا مشرف شدم و در حرمين شريفين صداى اذان را شنيدم، چنين احساسى به من دست داد. از آن هنگام همواره درذهن و خيالم اين نكته مىچرخد كه اين فصل، از كلام وحى نيست و تنها به علل و اسبابى ميان فصول اذان جاى گرفته است. همين احساس، انگيزه من از بحث و كندو كاو در اين موضوع و تأليف اين رساله بود.
(٩٨) المجموع، ج٣، ص١٣٢.