فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٠٥ - روشنفكران دينى و مدرنيزاسيون فقه(١) مسعود امامى
دغدغهاى كه براى آزادى او دارد، بيش از هر مكتبى، حقيقت انسان را در قيد و بند هواها و خواستههاى مادى او قرار مىدهد. به عبارت ديگر:
«مغرب زمينىها امروزه، از خصم درون پاك غافل شدهاند و مجاهدت با نفس و آزادى از رذايل و از شرور شهوت و غضب از قاموسشان رخت بربسته است.» (٤٦)
جهان امروز با شعار آزادى، فقط به آزادىهاى بيرونى انسانها اكتفا كرده و آزادى درونى او را به فراموشى سپرده است. (٤٧)
تعارض آشكار مؤلفههاى دنياى جديد با دين و ديندارى اين نتيجه را براى روشنفكر دينى در پى دارد كه مىتوان گفت جهان جديد از دين گريزان است:
«اگر مراد ما از ديندارى، اعتقاد به دين تاريخى و نهادينه باشد، آن وقت واقعاً تعبير «ديندارى مدرن» تعبيرى پارادكسيكال است. تعبير روشنفكرى دينى، هم پارادكسيكال است. ما مىتوانيم نو انديشى دينى، داشته باشيم، ولى نمىتوانيم روشنفكر دينى داشته باشيم. روشنفكرى فرد روشنفكر به اين است كه هيچ نحو تعبّدى در او نباشد. ويژگى روشنفكرى( enlightenment ) اين بود كه به هيچ چيز، جز خرد تعبّد نمىورزيد. وتعبد به خرد هم در واقع تعبد به خود است». (٤٨)
«ليبراليسم، حالت ما قبل انتخاب عقيده را ـ با تمام لوازم سياسى، اقتصادى، حكومتى و تربيتش ـ در جامعه حفظ مىكند. يعنى بنارا بر اين مىگذارد كه هنوز حق و باطل در عرصه عقايد، معلوم نيست و يا در اثر كنكاش و پژوهش و مبادله آراء معلوم گردد. لذا در حكومت، اقتصاد، تربيت و تعليم، جانب هيچ ديانت
(٤٦) فربهتر از ايدئولوژى، ص٢٦٦.
(٤٧) همان، ص ٣٣٤ و مدارا و مديريت، ص ١٦٣.
(٤٨) ملكيان، مصطفى، سنت و سكولاريسم، ص ٢٩٩. و از همين نويسنده، نقد و نظر١٩، ص١٢.