فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٢٦ - روشنفكران دينى و مدرنيزاسيون فقه(١) مسعود امامى
گريز و حتى استدلال ستيز است. به نظر مىرسد كه عقلانيت و آزادى دو مؤلّفه اصلى انسانيتند، بدين معنا كه ما به ميزان عقلانيت جامعتر و عميقتر و آزادى بيشترى كه داريم از ساير حيوانات دورتر و به ساحت انسانيت نزديكتريم. بنابراين، تعبد، تسليم و تقليد كه در مقام نظر با عقلانيت منافات دارند و در مقام عمل با آزادى، بايد به حداقل ممكن كاهش يابند. طرز تفكر و نحوه معيشت سنّتى، برعكس، استعداد و قابليت فراوانى دارد براى اين كه ژرفا و گستره تعبد، تسليم، و تقليد را هر چه بيشتر كند، و تعبد چيزى نيست جز سركوبى حس كنجكاوى و تعطيل سير عقلانى. شخص متعبّد نيروى پرسشگر و دليل جوى خود را در جايى، يعنى در همان جا كه با موجودى مقدس و سخنى چون و چراناپذير مواجه مىشود، قربانى و ذبح مىكند. ناگفته نگذارم كه اگر خود تعبّد مدلّل به دليل قاطع عقلى باشد باكى نيست، ولى اغلب موارد چنين نيست...». (٧٧)
«در زندگى غير اصيل و عاريتى، مبناى تصميم گيريها خودمان نيستيم؟ وقتى كه ما تقليد مىكنيم؛ وقتى كه نسبت به كسى تعبد مىورزيم و سخن او را بى چون و چرا مىپذيريم.... در هيچ يك از اين موارد ماديگر زندگى اصيل نداريم. در همه اين
(٧٧) ملكيان، مصطفى، نقد و نظر١٩، ص١٥.تعارض شديد اين سخن ملكيان با آن چه در ضمن سرفصل «پيوند دين با غيب» از وى نقل شد، به خوبى آشكار است. او در ضمن آن نوشتار، تأكيد بسيارى بر سرسپردگى مطلق درمقابل خداوند دارد و بعداز شرح و بسط فراوان حادثه نمادين ذبح اسماعيل(ع) توسط پدرش ابراهيم(ع) كه نشانه كامل تسليم مطلق در مقابل خداوند است، آن را تجلى زيباترين شكل رابطه عاشقانه انسان نسبت به خداوند مىداند. ترديدى نيست كه ملكيان در آن نوشتار كه از داستان ذبح اسماعيل(ع) و از خودگذشتگى و اطاعت محض يكى از ياران امام صادق(ع) نسبت به آن حضرت، ياد مىكند و آنها را برترين الگوى رابطه انسان با خدا و حجّتهاى او معرفى مىنمايد، به شدت تحت تأثير فرهنگ و ادب دينى است. در حالى كه در عبارات فوق، تحت تأثير فضاى فرهنگى ديگر، تعبد و تسليم را چنان پست مىشمارد كه آن را شايسته مقام انسان آزاد و عاقل نمىداند. تعارض(غير قابل رفع) اين دو گفتار چنان زنندهاست كه به سختى مىتوان باور كرد گوينده اين سخنان، فردى است كه نسبت انقلاب و استحاله فكرى را به خود، ناروا مىپندارد.