فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٣٢٤ - قوانين كيفرى اسلامى و عقلانى بودن آن از ديدگاه استاد مطهرى محمدرضا بندرچی
ب) دزد را نبايد مجازات كرد، بايد تربيت كرد و نجات داد.
استاد شهيد در اين باره مىنويسد:
اين سخن خيلى فريبنده و عوام پسند است. امّا سخن دراين نيست كه يا تربيت و يا مجازات. سخن در اين است آن جا كه تربيت مؤثّر نشد، چه بايد كرد؟ آيا مجازات آخرين دواى تربيت نيست. (٥٤)
پ) بريدن انگشتان دزد خشونت است و بايد به كمتر از آن، در مثل چند تازيانه بسندهكرد.
استاد شهيد، پس از نقل سخنان ياد شده به نقد آن پرداخته و با ياد آورى معيار و ملاك خشونت و ملايمت، اجراى اين حكم را سدّ باب خشونت مىداند:
جواب اين است كه ملاك خشونت و ملايمت چيست؟ دزدى ضرر به امانت است، ضرر به ناموس اجتماع است. دائماً مىبينيم و مىخوانيم كه خود دزدى احياناً منجر به كشتنها و كشته شدنها و دست و پا شكستنها و ناقصالخلقه شدنها مىشود. بايد ديد چه مجازاتى قادر است نقش آخرين دوا را بازى كند. تجربه نشان داده است در جاهايى كه اين مجازات اجرا نمىشود، صدها و هزارها دزدى مىشود و خانمان هايى سقوط مىكنند و آدم هايى كشته مىشوند و آدمهاى ديگرى ناقص العضو مىگردند. اما آن جا كه اين قانون اجرا مىشود، با بريدن انگشتان يك دزد به كلّى باب دزدى با همه تبعات و آثار قهريش از بين مىرود. بريدن انگشتان يك خائن، سدّ باب خشونت است، جلوگيرى از يك سلسله خشونتهاى صد درجه سختتر است. (٥٥)
گاه مىگويند: بريدن دست دزد، قساوت است و با انسانيت و انسان دوستى ناسازگار. (٥٦) اگر اين حكم در دنياى امروز عملى شود، بايد بسيارى از دستها را ببُرند.
(٥٤) امدادهاى غيبى در زندگى بشر، ص١٤٢.
(٥٥) همان، ص ١٤٣-١٤٢.
(٥٦) انسان كامل، ص٢٨٢.