فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٢٣ - روشنفكران دينى و مدرنيزاسيون فقه(١) مسعود امامى
معناست. عبارت است از تلقى اى كه انسان از خود كرد و خود را وانهاده ديد. دست خود را بر زانوى خود گرفت و برخاست و از تكيه دادن به هر نيرو و متكا و منبع ديگرى ابا ورزيد... اومانيسم از اينجا آغاز شد، همه جهان مدرن را فرا گرفت و از جهان راز زدايى كرد؛ يعنى هر چه را كه از جنس اين عالم نبود از عالم بيرون كرد يا ناديده انگاشت و در محاسبات و تحليلها و بخصوص در مديريت امور دخالت نداد...». (٧٣)
«پنجمين ويژگى(مدرنيته)، نوعى قداست زدايى از اشخاص است. يكى از ويژگىهاى مدرنيته برابرىطلبى است( egalitarianism ) مدرنيته به همه انسانها به لحاظ معرفتى به يك چشم نگاه مىكند. برابرى طلبى يعنى به يك چشم نگاه كردن به همه. يعنى، هركس هر حرفى مىخواهد بزند؛ اگر دليل داشت قبول كنيد و اگر دليل نداشت قبول نكنيد. اين يعنى قداست زدايى از اشخاص. البته قداست يك واژه بسيار مبهم و نامفهوم است، ولى تعبير ديگرى پيدا نكردم. اما به هر حال وقتى مىگويم قداست زدايى از اشخاص، شما چيزى دستگيرتان مىشود؛ همان معنا مراد من است. اين خلاف آن چيزى است كه در اديان وجود دارد...» (٧٤) .
پس از تقييد مفهوم عقلانيت ـ در بسيارى از انديشههاى معرفتشناسى در غرب ـ به عقل ابزارى، جزيى نگر، حس گرا، سكولار و محروم از شهود و دريافتهاى درونى ـ كه در بخش اوّل، كلياتى پيرامون آن از زبان روشنفكران دينى عرضه شد ـ اثبات مبانى متافيزيكى دين براى چنين عقلانيت، غربى دشوار و بلكه ناممكن گشت. در اين شرايط، تمامى آموزههاى رازآلود دين به دليل عدم توانايى چنين عقلانيتى براى اثبات مبانى متافيزيكى دين، به اسطوره و خرافه تبديل شد.
(٧٣) آيين شهريارى، ص ٥ تا ٨.
(٧٤) ملكيان، مصطفى، سنت و سكولاريزم، ص ٢٨٣، و نيز: ٢٧٤ و ٢٧٩؛ راهى به رهايى، ص ٢٧٢؛ ملكيان، مصطفى، نقد ونظر ١٩، ص ١٢ بسط تجربه نبوى، ص ٣٦٦ تا ٣٧٢، اوصاف پارسايان، ص ٧٢ و سياست نامه، ص ١٢٥.