فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٣١١ - قوانين كيفرى اسلامى و عقلانى بودن آن از ديدگاه استاد مطهرى محمدرضا بندرچی
سپس استاد شهيد، به عنوان نمونه از قصاص سخن به ميان مىآورد و ياد آور مىشود:
در اسلام اگر كسى به عمد بيگناهى را از بين ببرد، اسلام اجازه قصاص مىدهد كه اين را به مجازات او اعدام كنند. ممكن است گروهى بگويند: اين قاتل يك نفر را كشته، چرا ما بايد فرد ديگرى را بكشيم؟ اگر كشتن كار بدى است؛ چرا ما بايد اين كار بد را تكرار كنيم؟ قرآن به اين شبهه پاسخ مىدهد:
{ وَلَكم فِى الْقصاصِ حَياةٌ يا اُولِي الالْبابِ} ؛(٢٤)
اى خردمندان، قصاص مايه حيات و زندگى است.
اين گونه كشتن را مرگ نينگاريد؛ حيات و زندگى بينگاريد، ولى نه زندگى فرد، بلكه زندگى جمع، يعنى با قصاص يك نفر قاتل و سركش، حيات جامعه و افراد ديگر را حفظ كردهايد؛ چرا كه اگر شما به متجاوز و قاتل كه بيگناهى را كشته است، مهلت دهيد و جلوگيرى نكنيد، فردا ديگرانى پيدا مىشوند و دست به خون بيگناهان مىآلايند، پس اين را كم شدن افراد جامعه نبايد انگاشت كه حفظ و بقاى جامعه، در گرو آن است. با اين نگاه، مفهوم قصاص، دشمنى با انسان نيست، بلكه دوستى با انسان است.
گروهى پنداشتهاند: احكام جزايى اسلام، با انسان دوستى سازگارى ندارد. استاد شهيد براى پاسخ به اين شبهه به تحليل مفهوم انسان دوستى پرداخته و مىنويسد:
مقصود از انسان دوستى چيست؟ آيا انسان را از آن جهت كه انسان است بايد دوست داشت، يعنى انسان با ارزشهاى انسانى به اصطلاح امروز؟ يا مقصود از انسان، همين هيكلى است كه داراى يك سر و دو گوش است. همين ظاهرى كه در همه افراد مشترك است؟ به ديگر سخن، آيا مقصود شما از انسان، هر كسى از
(٢٣٤) بقره، آيه١٧٩.