فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٧٧ - عبور از مقابل نمازگزار پژوهشى به شيوه فقه مقارن (پژوهشى به شيوه فقه مقارن) امير رحمانى
بخارى و مسلم در صحيح از مسروق از عايشه به اسناد و الفاظ مختلف نقل كردهاند: قواطع نماز، سگ و الاغ و زن نزد او ذكر شد، پس گفت: ما را به الاغها و سگان تشبيه كرديد! و اللّه پيامبر را ديدم كه نماز مىخواند و من بر سريرى ميان او و قبله دراز كشيده بودم، پس حاجتى برايم پيش آمد، كراهت داشتم كه بنشينم و موجب اذيت پيامبر شوم، پس با تأنّى و تدريجاً از قسمت پاى تخت خارج شدم. (١٤٥)
در بسيارى از كتب فقهيه به اين روايت براى عدم بطلان استدلال شده و در مقابل اشكال به اين كه دراز كشيدن غير از عبور است، جواب دادهاند: وقتى حضور به آن نحوه با اين كه دوام دارد، مبطل نيست، به طريق اولى عبور مبطل نيست قطعاً، ولى به جز استدلال به فعل حضرت يعنى نماز در مقابل زنى كه دراز كشيده است، مىتوان به تقرير حضرت نسبت به عبور عايشه نيز استدلال كرد. توضيح اينكه: عايشه ابتدا در حالت اضطجاع در مقابل حضرت بود و پيامبر(ص) در مقابل سرير و مقابل او نماز مىخواند، به طورى كه اگر او مىنشست، با صورت در مقابل حضرت قرار مىگرفت، به همين جهت از نشستن كراهت داشد. در يكى از نقلهاى بخارى آمده: «أكره أن استقبله»، لذا براى اين كه در مقابل حضرت با روى خود مواجه نشود، انسلال را برگزيد، يعنى خروج با تأنى و آرامى و به تدريج از قسمت پايين سرير، و اين خروج و فرار، بدون عبور از مقابل حضرت ممكن نيست و لو به صورت نباشد. كسى كه روى تختى دراز كشيده، اگر از پايين تخت خارج شده و بيرون رود، طبعاً از مقابل كسى كه در مقابل تخت ايستاده عبور مىكند، و گرنه چرا با تأنّى و تدريج خارج شود؟! بله ممكن است به صورت نشسته و نه ايستاده عبور كند، ولى فرقى در صدق عبور نمىكند و قائل به بطلان هم چنين فرقى نگذاشته است.
عدم انكار پيامبر(ص) بر عايشه در حكم به عدم قاطعيت عبور زن كافى است. ظاهراً شوكانى به اين تقريب توجه داشته كه در جواب گفته: شايد پيامبر نمازش را اعاه كرده، ولى كسى آن را نقل نكرده، و يا چون نماز حضرت در شب، نافله بوده و امر نافله بر توسعه است، نماز صحيح بوده است، (١٤٦) لكن هردو احتمال باطل است. عايشه براى رد توهّم قاطعيت عبور زن قسم ياد مىكند و اين قضيه را نقل مىكند، پس اين چه احتمالى است كه حضرت اعاده مىكرد، ولى او نقل نكرده، مضافاً بر اين كه ظاهر روايت استمرار اين مطلب است و با اين احتمال سازگار نيست.
قاعده اوّليه در نماز اشتراك نافله و فريضه در احكام است، مگر آنچه كه بالخصوص فرق گذاشته باشند، نيز توسعه عامى در باب نوافل نداريم، گذشته از آن كه نماز شب بر پيامبر فرض بوده، بنابراين استدلال به روايت تمام است.
(١٤٥) صحيح بخارى، ج١، ص١٣٠؛ صحيح مسلم، كتاب الصلاة، باب ٥١، حديث ٢٧٠ و ٢٧١؛ سنن دارمى، ج١، ص٣٢٨.
(١٤٦) نيل الاوطار، ج٣، ص١٣.
(١٤٧) سنن بيهقى، ج٢، ص٢٧٧؛ مجمع الزوائد، ج٢، ص٦٣؛ صحيح بخارى، ج١، ص١٢٦.