فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٩٤ - آداب قضاوت(١) محمد يزدى
مقام قضاوت و حضور قاضى همراه با خصمش در محضر دادگاه ندارد. اگر منظور صاحب جواهر، حضور پيامبر و امام به عنوان قاضى ـ افزون بر ولايت ـ است، به مسئله ما ربط دارد ـ گرچه خلاف ظاهر است ـ اما توجه دادن به خطاى قاضى در چگونگى قضاوت، پس از حضور با خصم در محضر دادگاه بوده است به هر روى ترديدى نيست كه كراهت دارد خود قاضى با خصمش براى اقامه دعوى در محضر دادگاه حاضر شود. دليل را دانستيد كه اين كار بر خلاف شأن قضا و قاضى است، از اين رو مىبايد در صورت نياز، ديگرى را وكيل خود گرداند.
محقق در شرائع مىگويد:
«مكروه است قاضى آن گونه ترش روى باشد كه نتوان دليل و حجّت را گفت، نيز كراهت دارد آن قدر خوشروى باشد كه ايمن از جسارت و گستاخى خصوم نبود». (٥٤)
از روايات باب آميختگى و تعامل با مردم در روابط اجتماعى بر مىآيد انسان مىبايست ميانه رو و باوقار با چهره گشاده و كم سخن باشد و سخن به راستى و درستى بگويد (٥٥) ، نه بسيار بخندد و مزاح كند و پر حرف باشد و در سخن گفتن مبالغه كند (٥٦) . مىبايد دل و زبانش يكى بوده، بر خلاف آنچه در دل دارد، چيزى اظهار و ابراز نكند، تا نفاق و دو رويى در او به وجود نيايد. امام على(ع) فرمود:
(٥٤) شرائع الاسلام، ج٤، ص٧٥.
(٥٥) ميانه روى و اخلاق نيكو، حد ميانه افراط و تفريط درحال و احوال است، چنان كه در علم اخلاق آمده، از صفات پارسايان است، همان گونه كه در خطبه امام على(ع) به همّام است: «در كشاكشها با وقار بوده و در سختىها شكرگزار است» نيز فرمود: «شادى مؤمن، در چهرهاش هويدا، و غمش در دلش است» همچنين فرمود: «سخن گفتن بسيار نشانگر كم خِرَدى است و زبان خردمند در پس قلبش است».
(٥٦) أبوعبداللّه(ع) فرمود: «كثرة المزاح تذهب بماء الوجه و كثرة الضحك تمحوالايمان محواً؛ شوخى زياد، آبرو را بُرده، خنده بسيار ايمان را مىزدايد» بحارالانوار، ج٧٦، ص٦٠، ح١٥.