فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٩٠ - روشنفكران دينى و مدرنيزاسيون فقه(١) مسعود امامى
كامل اسلام و تجدد گرايى نياز دارد، از محدوده اين نوشتار خارج است و ما دراين گفتار به اين نكته اكتفا مىكنيم كه اين گروه، از يك سو در جهت مدر نيزاسيون و سكولاريزاسيون فقه ـ و به طور اعم، اسلام ـ گام بر مىدارند و از سوى ديگر، به صراحت از اين واقعيت تلخ ياد مىكنند كه فرايند مدرنيته و سكولاريته، حركتى دين گريز، بلكه دين ستيز است. اين نمونهاى از تناقضات آشكار اين طيف از روشنفكران مذهبى است كه نوشتار حاضر به گزارش از آن مىپردازد.
انسان در فرايند مدرنيته، تحولى شگرف يافت و پيش از آن كه به تغيير جهان پيرامون خود و تسلّط برآن دست يابد، انديشه خود را نسبت به خويش و طبيعت و ماوراء آن، تغيير داد. و در آغاز، اين انقلاب فكرى بود كه او را به سوى دگرگونىهاى بيرونى رهنمون ساخت. در زمينه شناخت بنيادين ويژگىهاى انسان متجدد و حقيقت تجددگرايى، كاوشهاى فراوانى صورت گرفته است و محققان به نتايج مختلفى دست يافتهاند. (٨) در عين حال مىتوان با چشم پوشى از ارائه تعريف و تحليلى كامل، تنها به برخى از مؤلّفههاى مهم مدرنيته ـ از زبان روشنفكران دينى ـ اكتفا كرد.
تذكر اين نكته ضرورى است كه ويژگىهاى مدرنيته، درهر فرد يا جامعه مدرن، به يك اندازه ظهور نمىكند. به عبارتى، مدرنيته واقعيتى مشكك و ذو مراتب است و براساس آن، مىتوان فرد يا جامعهاى را كه سهم بيشترى از مؤلّفههاى مدرنيته را داراست، متجددتر خواند.
(٨) تنوّع گسترده آراء فيلسوفان غربى در شناخت و تعريف واقعيت ملموس مدرنيته ـ مانند بسيارى ديگر از واقعيتها و مفاهيم مطرح در جهان كنونى ـ آن را به معمّايى دشوار تبديل نموده است، تا جايى كه تعيين دقيق مرزهاى مفهومى براى آن را آرزويى دست نايافتنى مىنمايد. براى آشنايى بابرخى از اين نظرات، مراجعه شود به: احمدى، بابك، معماى مدرنيته، نشر مركز،چاپ سوم، تهران ١٣٨٢.