فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٩٦ - روشنفكران دينى و مدرنيزاسيون فقه(١) مسعود امامى
است. وسيلهاى كه ابزار سنجش همه چيز بود، خودش چنان مورد نقد قرار گرفته كه ارزش همه دستآوردهاى گذشتهاش را زير سؤال برده است. مدرنيسم دچار اين بن بست ـ و در نتيجه پارا دوكس ـ شده است و جهان انديشه را به سوى نسبيت گرايى محض ـ كه تفكر پسامدرن، آن را نويد مىدهد ـ رهسپار مىسازد. دنيايى كه در آن، عقل نيز از مسند خدايى سقوط نموده و بشريت را در حسرت يقين از دست رفته رها مىكند. (٢١)
امروزه اين عقلانيت بيمار تا جايى پيش رفته كه به همه حوادث گذشته ـ حتى حادثه پنج دقيقه قبل ـ بى اعتماد گشته و ديندارى را نيز به همين بهانه زير سؤال مىبرد:
«انسان مدرن على الخصوص از زمان ديويدهيوم به اين سو، باور كرده است كه در باب تاريخ، سخن قطعى نمىتوان گفت. بى اعتمادى به تاريخ يعنى اين كه تاريخ يك علم احتمالى است نه قطعى. اين عدم قطعيت در مورد هر مقطع تاريخى صادق است حتى اگر حادثهاى پنج دقيقه پيش و در همين محل صورت گرفته باشد. ديگر در باب آن نمىتوانعلم يقينى مثل «٤ = ٢+٢» داشت. به حادثه تاريخى نه فقط علمى تا اين درجه از قطعيت رياضى، بلكه حتى قطعيتى در حد آنچه در علوم تجربى وجود دارد، مثل «آب درصد درجه سانتيگراد جوش مىآيد» هم نمىتوان داشت... ويژگى عدم قطعيت، با توقف دين برپذيرش چند حادثه تاريخى، ناسازگار است. در هر دينى شما بايد چند حادثه تاريخى راقبول كنيد كه حتماً رخ داده، و به همين نحو هم كه من ديندار معتقدم رخ داده است». (٢٢)
اگر چه عقلانيت حداكثرى (٢٣) رياضى كه جز شكّاكيّت محض، رهآوردى ندارد، يكى از دست آوردهاى تمدن مدرن است؛ ولى انتساب آن به انسان مدرن و ايجاد ملازمه ميان آن و مدرنيسم ـ به گونهاى كه انديشه فراگير فيلسوفان در عصر تجدد شمرده شود ـ از واقعيتهاى تاريخ فلسفه و علم در غرب، دور است اين گرايش فلسفى درغرب، پيوسته
(٢١) فربه تراز ايدئولوژى(مقاله پارادوكس ايدئولوژى مدرنيسم)، ص ٣٦٣.
(٢٢) ملكيان، مصطفى، سنت و سكولاريسم، ص ٢٧٦.
(٢٣) Stranj Rationalism.