فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٥٢ - عبور از مقابل نمازگزار پژوهشى به شيوه فقه مقارن (پژوهشى به شيوه فقه مقارن) امير رحمانى
هيثمى اين روايت را از ابويعلى موصلى نقل مىكند و مىگويد: رجال سند، رجال الصحيح هستند، همانهايى كه مانند بخارى از آنان روايت نقل مىكند. (٤٩)
طبق اين روايت عبور از نزديك حضرت بوده است(مررنا بين يدي النبيّ) نه از فاصله دور و سترهاى هم براى حضرت نبوده است، اما حضرت كار ابن عباس را تقبيح نكردند و سكوت نمودند. روشن است مقصود ابن عباس استدلال به اين تقرير است و نفى مثل آنچه از زبان ابو هريره و يا كعب الاحبار در جامعه منتشر شده و توهّم حرمت عبور را ايجاد كرده بود. شنونده هم به خصوصيات مسأله توجه داشت، لذا از وجود ستره و عدم آن سؤال كرد.
روايت ديگرى را مالك در موطّأ آورده است و بخارى و مسلم از او در صحيح خود نقل كردهاند كه ابن عباس مىگويد: سوار الاغى آمدم در ايامى كه قريب به احتلام و بلوغ بودم، و پيامبر(ص) با مردم در منى نماز مىخواند، در حالى كه مقابلش ديوارى نبود(إلى غير جدار)، پس از مقابل قسمتى از صف نماز گذشتم، پس پايين آمدم و حيوان را رها كردم تا بچرد و داخل در صف شدم، پس كسى اين كار را بر من تقبيح نكرد.(فلم ينكر ذلك عليّ أحدٌ). (٥٠)
ابن ابى شيبه اين را آورده، با اين اختلاف كه در آخر مىگويد: فلم يقل لنا شيئاً؛ پيامبر به ما چيزى نگفت. (٥١)
در اينجا صريحاً به عدم انكار پيامبر و اصحاب، بر جواز عبور استدلال مىكند اشاره او در صدر كلام به اين كه قريب البلوغ بوده، براى اين است كه لزوم انكار و تعرض پيامبر(ص) و صحابه را گوشزد كند و تمهيدى باشد براى استدلالش، زيرا در سنى بوده كه
(٤٩) مجمع الزوائد، هيثمى، ٢/٦٢.
(٥٠) الموطّا، مالك بن انس ١/١٥٥؛ صحيح بخارى، ابواب سترة المصلّي، باب سترة الامام سترة من خلفه، حديث ٤٩٣، ج١، ص ١٢٦؛ صحيح مسلم، باب سترة المصلّي، حديث ٢٥٤، چاپ دارالفكر، ج١، ص٢٢٨.
(٥١) المصنف، ابن ابى شيبه، ج١، ص٣١١.