فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٨٥ - روشنفكران دينى و مدرنيزاسيون فقه(١) مسعود امامى
«روشنفكران دينى» در ميان روشنفكران شرق، و بالاخصّ جهان اسلام، راهى دشوار و رسالتى سنگين برعهده دارند. آنان از سويى به خاطر وابستگى به دين ـ كه مهمترين ميراث زنده جهان گذشته در عصر حاضر است ـ خود را متعلق به جهان گذشته مىدانند و از سوى ديگر، ضمن شناخت و آگاهى از دنياى جديد و ورود قهرى اين مهمان ناخوانده به سرزمينهاى شرقى و اسلامى، خود را در مرز ميان جهان قديم و جديد مىيابند. در اين ميان، گروهى با هدف آشتى دادن بين گذشته و حال؛ ثابت و متغيّر ؛ سنت و تجدّد و دين و علم، به نظريه پردازى پرداختهاند و از ميان آنها جمعى با استفاده از تجربه تحولات حيات دينى در غرب، به الگوگيرى بى كم و كاست و يا با دخل و تصرف، اقدام نمودهاند؛ و در صدد تئوريزه كردن آن براى دنياى شرق هستند. گروهى ديگر نيز، ادعا دارند كه مبانى نظرى تمدن غرب با زير ساختهاى انديشه دينى متضاد است و آشتى ميان اين دو را در مبانى و زير ساختها نامعقول و بلكه ناممكن مىشمارند.
بخش عمده جنبش روشنفكرى دينى در سرزمين ما و بلكه در ساير كشورهاى اسلامى، فارغ از اين كه چه قضاوتى نسبت به دستاوردهاى تمدن جديد دارد، در قبال جهان قديم و نگرش كلاسيك به دين، موضع انتقادى و مخالف گرفته و با همه اختلافاتى كه در آراء و انديشههاى آنان يافت مىشود، اين وحدت نظر وجود دارد كه ديدگاه كلاسيك نسبت به دين، در جهان امروز، قابل دفاع نيست.
بى ترديد، نمىتوان از اين حقيقت چشم پوشيد كه سرنوشت دين و سير تحولات آن در غرب، تأثير مستقيم در شكلگيرى بسيارى از تئوريهاى اين طيف از روشنفكران مذهبى داشته و دارد. مطالعه تطبيقى ميان انديشههاى روشنفكران غربى و شرقى و استناد روشنفكران شرقى به آراء و انديشههاى روشنفكران غربى، شاهد روشنى بر اين تأثيرپذيرى است.