فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٤ - تشريع و فصول اذان در پرتو كتاب و سنت جعفر سبحانى
و) پيامبر گرامى اسلام بر همين تصميم پا برجا بودند تا اينكه عبداللّه بن زيد آمد و به او خبر داد كه بين خواب و بيدارى، فردى را ديده است كه نزد او آمده و اذان را به او ياد داده است. عمربن خطاب بيست روز قبل همين خواب را ديده بود اما از نقل آن امتناع ورزيده بود، بعد از نقل خواب عبداللّه بن زيد، عمر نيز خواب را به پيامبر گفت. پيامبر فرمود: چه چيزى باعث شد كه خوابت را از من كتمان كنى؟ عمر گفت: عبداللّه بن زيد در نقل اين خواب از من سبقت گرفت و من حيا كردم كه آن را نقل كنم. رسول خدا(ص) به بلال فرمود: بايست و بنگر كه عبداللّه بن زيد چه فرمانى مىدهد. پس عبداللّه بن زيد اذان را به بلال ياد داد و بلال اذان را فرا گرفت و اذان گفت.
اين خلاصهاى بود از آنچه محدثان اهل سنت در باره كيفيت تشريع اذان روايت كردهاند. ضرورى است كه متون و اسناد اين روايات مورد بررسى قرار گيرد.
٤. رواياتى كه در «سنن» اهل سنت در باره كيفيت تشريع اذان آمده است
١. ابو داود(٢٠٢ ـ ٢٧٥هـ) روايت مىكند: عباد بن موسى ختلى و زياد بن ايوب ـ كه نقل عباد كاملتر است ـ و اين دو از هشيم و او از ابو بشر؛ و نيز زياد از ابوبشر از ابى عميربن انس از برخى عموهاى انصاريش نقل كرد:
پيامبر اهتمام داشت كه چگونه مردم را براى نماز جمع كند. فردى به او گفت: هنگام نماز پرچمى برافراز، تا وقتى مردم آن را ببينند، ديگران را خبر كنند. پيامبر (ص) اين پيشنهاد را نپسنديد. برخى ديگر از شيپور يهوديان ياد كردند، پيامبر اين پيشنهاد را نيز نپسنديد و فرمود: اين سنت يهود است. برخى ديگر از ناقوس نام بردند، پيامبر فرمود: ناقوس از مسيحيان است. عبداللّه بن زيد(ابن عبدربه) در حالى كه اين دغدغه رسول خدا(ص) برايش اهميت داشت، به خانه آمد و اذان را در خواب ديد. صبح روز بعد نزد رسول خدا(ص) آمد و گفت: «من بين خواب و بيدارى بودم كه فردى نزد من آمد و اذان را به من ياد داد».
عمربن خطاب نيز قبل از او چنين ررؤيتيايى را ديده بود اما بيست روز از افشاى آن