فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٦ - تشريع و فصول اذان در پرتو كتاب و سنت جعفر سبحانى
على الصلاة، حىّ على الفلاح، قد قامت الصلاة، قد قامت الصلاة، اللّه أكبر، اللّه أكبر، لاإله إلاّ اللّه.
صبح روز بعد نزد رسول خدا(ص) آمدم و آنچه را كه ديده بودم، براى او نقل كردم، فرمود:
آنچه ديدى ررؤيتياى صادقه است، ان شاء اللّه، پس برخيز و نزد بلال برو و آنچه را كه در خواب ديدى، به او بگو تا او با آن الفاظ اذان بگويد، صداى او از صداى تو رساتر است.
من با بلال برخاستم و آنچه را كه در خواب ديده بودم، به او القا كردم و او هم آن را تكرار كرد.
راوى مىگويد:
عمر در خانه خود صداى اذان را شنيد، از خانه خارج شد و در حالى كه عبايش را مىكشيد، گفت:
«اى رسول خدا! قسم به آنكه تو را به حق به پيامبرى برگزيد! همانند آنچه او در خواب ديد، من نيز ديدم.» رسول خدا(ص) فرمود: «
٣. همين حديث را ابن ماجه نيز(٢٠٧ـ٢٧٥هـ) با دو سند زير نقل كرده است:
از ابوعبيد، محمد بن ميمون مدنى، از محمدبن سلمه حرّانى از محمد بن اسحاق از محمد بن ابراهيم تيمى از محمد بن عبداللّه بن زيد از پدرش نقل شده است:
«رسول خدا(ص) به شيپور فكر مىكرد و نيز دستور داد تا ناقوسى از چوب بتراشند، تا اينكه اذان در خواب به عبداللّه بن زيد تعليم داده شد... تا آخر حديث».
٤. از محمد بن خالد بن عبداللّه واسطى از پدرش از عبدالرحمن بن اسحاق از زهرى از سالم از پدرش نقل شده است:
«پيامبر(ص) در باره چيزى كه مردم را به نماز فراخواند از آنان نظر خواهى كرد.
(٢٠) ابوداود، السنن، ج١، ص١٢٤ـ١٣٥، شماره ٤٩٨ـ٤٩٩، تحقيق محمد محى الدين، اين حديث حاكى از آگاهى عمر پس از اذان بلال است، بر خلاف حديث گذشته.